ادامه مطلب...

مدیر یکی از راهنمایان تور می گفت: وقتی در فرودگاه امام با برخی از توریستهای اروپایی که برای اولین بار به ایران سفر کرده اند مواجه شده است از او پرسیده اند آیا در ایران بلدید با قاشق  و چنگال غذا بخورید!

یکی از کارشناسان صدا و سیما در یک نشست علمی می گفت: بررسی هایشان نشان می دهد که اغلب مردم اروپا تفاوت زبان فارسی را با زبان عربی نمی دانند و بسیاری از آنها تصور می کنند ایران همان عراق است!

یک استاد دانشگاه از آمریکا درجریان سخنرانی اش در یک کنفرانس علمی در ایران از اینکه لپ تاپ او چندین شبکه وای فای را شناسایی کرده است اظهار تعجب می کرد و می گفت: اصلا فکر نمی کرده ایرانی ها بدانند وای فای یعنی چه!

حسن قشقاوی معاون وزیر خارجه می گوید: «تاثیر سفر خارجی ها به ایران را در مذاکراتمان با طرف های خارجی مشاهده می کنیم. آن دسته از مقامات خارجی که پیش از این به ایران سفر کرده اند در مذاکرات نرمی و عطوفت بیشتر نشان داده و درک روشنی از ایران دارند آنها اغلب معتقدند دو ایران وجود دارد : ایرانی که در رسانه های خارجی نشان داده می شود و ایرانی که در روی کره خاکی و خاورمیانه وجود دارد»

از این روایت ها زیاد شنیده ایم. تقریبا با تمام کسانی که با توریستها سر و کار دارند صحبت که می کنیم متوجه تغییر نگرش و برداشت یا تصور آنها از ایران می شویم. در واقع گردشگری باعث شده است تا مردم کشورهای دیگر با واقعیت های ایران آشنا شوند.

تصویر ذهنی بسیاری از مردم کشورهای غربی از ایران ، کاملا توسط رسانه های غربی ساخته و پرداخته شده است . در این تصویر ذهنی ، ایران عبارت است از کشوری عقب افتاده که مردمانش با شیوه های قدیمی زندگی می کنند اهل خشونت هستند و از فرهنگ و فناوری بویی نبرده اند. اما وقتی یک گردشگر به ایران می آید با مشاهده اولین تصاویر در همان مسیر فرودگاه به هتل، آن تصویر ذهنی اش فرو می ریزد.

رسانه ها قادر هستند دنیایی را برای مخاطبان خود بسازند که با دنیای واقعی تفاوت دارد. تکنیک انگاره سازی (Image Making) با ظرافت تمام توسط رسانه ها برای شکل دادن به افکار عمومی دنیا به کار گرفته می شود. دقیقا بر مبنای همین تصویر ذهنی نیز هست که سیاستهای کشورها در باره دیگران نیز شکل می گیرد.رسانه ها این قدرت را دارند که تصویر عمومی از یک کشور را در ذهن مردمان دیگر کشورها بسازند. مثلا تصویر  مردم کشورهای غربی از ایران  عمدتا توسط رسانه های غربی که تحت سلطه امپراطوری های بزرگ رسانه ای، شکل گرفته است که منطبق با واقعیت نیست. البته تصویر مردم ما نیز نسبت به کشورهای دیگر چندان منطبق بر واقعیت نیست چرا که این تصویر نیز توسط رسانه های ما شکل گرفته که با واقعیت های موجود آن کشورها به طور کامل سازگار نیست. مثلا اگر وضعیت کشورهای اروپایی آن گونه که رسانه های دیداری و شنیداری ما می گویند آنقدر فلاکت بار است که مردمانش مرتبا در حال تظاهرات هستند ، فساد مالی و اقتصادی در آن کشورها وجود دارد و سیاستمدارانش مردمی نیستند پس چگونه است که این همه پیشرفت علمی و اقتصادی  در آن کشورها وجود دارد و ساختار آنها فرو نمی پاشد؟

واقعیت این است که گردشگری و حضور بی واسطه در یک کشور بهترین راه شناخت واقعیت های آن کشور است. فضای مجازی و به ویژه شبکه های اجتماعی از آنجایی که رسانه های مردمی هستند ابزار خوبی برای معرفی یک کشور به دیگران هستند. رسانه های رسمی به دلیل وابستگی به ساختارهای قدرت نمی توانند چنین نقشی را ایفا کنند. بنابراین گسترش شبکه های اجتماعی می توانند نقشی بی بدیل در اصلاح تصویر ذهنی دیگران از یک کشور ایفا کنند.

گردشگری در واقع رکن اصلی دیپلماسی عمومی است . در دیپلماسی عمومی به جای ارتباط میان دولت با دولت ، ارتباط میان ملت با ملت شکل می گیرد. دیپلماسی سنتی، ارتباطات بین الدول و دیپلماسی عمومی، ارتباطات بین ملل است.

بعد از امضای توافق نامه وین، موج گسترده ای برای ورود گردشگر به ایران در دنیا شکل گرفته  و پیش بینی می شود که این موج فراگیرتر نیز بشود. اما برخی گروه ها در آمریکا مایل نیستند این نوع از ارتباطات شکل بگیرد و تصویر ذهنی مردم دنیا نسبت به ایران تغییر کند. آنها مایلند همان تصویری که رسانه هایشان برای افکار عمومی دنیا از ایران ساخته اند باقی بماند و با همین تصویر زندگی کنند. به همین دلیل برای کسانی که بخواهند به ایران سفر کنند محدودیت وضع کرده اند.  البته دیر یا زود مردم کشورهای مختلف متوجه واقعیت های ایران خواهند شد واقعیت هایی که نشان می دهد ایران کشوری متمدن با فرهنگی غنی و درخشان است و از خشونت و تروریسم بیزار است. ایرانی که مردمانی میهمان نواز دارد و مهمترین برند گردشگری ایران، مردمان مهربان و میهمان نواز ایرانی هستند. ایران نیز در تدارک ایجاد  و آماده سازی لوازم این میهمان داری و میهمان نوازی است و هیچ اقدام و تصمیمی ، در عزمی ملی که ایران برای استقبال از این موج گسترده ایجاد شده است خللی وارد نخواهد کرد.

* استاد دانشگاه و رییس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی سازمان میراث فرهنگی

رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران , تور

 

 

 

ادامه مطلب...


انسان ، به نص قرآن، به سفر، به آمد و شد، به دیدن، به عبرت گرفتن، به یافتن زوایای پیدا و پنهان علم، امر شده اند. "سیروا" کلام خداست برای انسان که در زمین به گردش در آیید، حال یک بار برای عیرت آموزی است تا ببیند انسان که سرنوشت کافران و آنانی که کلام خدا را و وعده های خدا را تکذیب می کردند به کجا رسید. ببینند و عبرت گیرند. ببینند و بدانند که وعده های حضرت حق ، تخلف ناپذیر است. ببینند و درس گیرند. سوره انعام آیه 11 که به ترجمه  استاد آیت الله مشکینی چنین معنی می شود که؛بگو: در (روى) زمين بگرديد، سپس بنگريد كه عاقبت تكذيب‏كنندگان چگونه بوده است...
دوم: امر" سیروا" همیشه برای عبرت آموزی از گذشته نیست بلکه گاه نگاه به جلو دارد ، دیدن و به افق های تازه رسیدن؛ سوره حج/آیه 45 که در قلم ترجمه حضرت مشکینی(ره) چنین معنا می شود؛ آیا در ( روی ) این زمین سیر نکرده اند تا برای آنها دل هایی پیدا شود که بدان بیندیشند یا گوش هایی که بدان بشنوند؟! زیرا در حقیقت چشم های ظاهر کور نمی شود و لکن دل هایی که در میان سینه هاست کور می گردد...
سوم: انسان ، امر یافته است به گردش ، به سیاحت، به دیدن و فکر کردن. به تماشا نشستن و به تامل برخاستن. امر شده است تا هم عبرت گیرد و نیز امر شده است تا دل خود را به روی آیات فراوان در زمین بگشاید. امر شده ات به رفتن که ماندن حتی آب را به مرداب تبدیل می کند و از مایه حیات، بستری برای ممات می سازد. پس باید رفت، باید در زمین به سیر پرداخت و با ید درس گرفت....
چهارم: دست های خالی به سوی این و آن دراز می شود تا چیزی بستانند . اما آنانی که دست پر دارند ، بیشتر می دهند تا بگیرند. بهای گرفته را هم می دهند و گاه به انعام اضافه پرداختی را پس نمی گیرند. دست های پر، دست های خالی را هم بر سبیل کمک ، پر می کنند و... این شرح حال ماست در حوزه گردشگری. دست مان آنقدر پر است و ذخیره پشتیبان فرهنگی مان نیز آنقدر انباشته است که دست به دهش داریم. آنقدر قوی هستیم و به مثل درختی را می مانیم که اگر هزار نفر در زیر سایه اش بخوابند ، هزار نفر از میوه اش بخورند ، چیزی از آن کم نمی شود. حتی اگر در این میان لیوان آب نا پالوده خود را هم پای درخت خالی کند باز آسیبی به درخت نمی رسد و در یک حساب ریاضی هم فایده هزار نفری که می آیند و بهره می گیرند بارها و بارها افزون تر از چند  بچه ای است که به شیطنت سنگی می اندازند...
پنجم: ما ملتی دیر پا ییم. ریشه های بلند فرهنگی ما تا اعماق هزاران سال می رسد. بی ریشه نیستیم که به نسیمی ، حتی بادی، حتی تند بادی ، حتی توفانی از پا بیفتیم. ما ملتی هستیم که حتی زمانی که مغلوب هم شدیم مهاجمان غالب را در فرهنگ خود هضم کردیم و به مثل از مغولان  و تاتاران وحشی رفتار ، آدم هایی ساختیم که در خدمت فرهنگ ما قرار بگیرند و مسجد گوهر شاد یادگار ماندگار آن دوران هاست حال آنکه امروز هرگز در جای مغلوب نیستیم بلکه به مدد رهبری هوشمندانه امام و خلف صالحش در جایگاه فاتح قرار داریم و بر بسیاری از دل های جهان حکومت می کنیم و گویا قلوب بسیاری از مردمانی که از دور و نزدیک به این دیار می آیند به روی حقیقت گشوده می شود و در عداد افرادی قرار می گیرند که ذیل آیه 45 سوره حج تعریف می شوند که آمدند و آیات خدا را در این سرزمین دیدند و دل ها شان به نور حقیقت روشن شد...
ششم: ما باور داریم به خویش ، به فرهنگ متعالی مان. به اعتلای کلمه حق و می دانیم هرکس از هر جای جهان هم که بیاید خیلی بیشتر از آنکه تاثیر بگذارد تاثیر خواهد پذیرفت. ما همه خارجی ها را اصحاب دشمن نمی دانیم و حتی برای سربازان با نشان دشمن هم آنقدر قوام فکری قائل نیستیم که همواره بر باور خود استوار باشند آن هم در برابر فرهنگی متعالی که امروز در شمار فاتحان قلوب است. نه، ما خود را کوچک و نا توان نمی بینیم که بترسیم از مواجهه با دیگران. سفره ما هم به حمدالله آنقدر پر است که هزاران برابر این ها را هم سیر می کند. ما ملتی بزرگ هستیم و این بزرگی را هم باور داریم لذا اگر همه هم بیایند کم نمی آوریم و کم نمی گذاریم...
هفتم: فرهنگ عرصه تعامل است، ساحت داد و ستد هست . مطمئن هستیم که در این داد و ستد همه برد می کنند ما خوبی های خود را به دیگران آموزش می دهیم و خوبی های دیگران را می آموزیم. "اطلب العلم ولو بالصین" که اشاره به دانش آموختن از دیار دور چین ،دارد ما را به این فهم هم می رساند اگر روزی از "صین" و صین های دیگر هم مردمان به گردشگری دیار مان آمدند هم از آنان بیاموزیم خوبی ها را و هم فرهنگ خوب خود را سوغات راه شان کنیم تا دگر باره نیز به این دیار آیند ....
هشتم: گردشگری، صنعتی فرهنگی است.ماهم از چنان فرهنگ تعالی یافته ای برخورداریم که برای خود رسالت بیدار سازی انسان ها را قائلیم پس آغوش مان باز است. باز تا بیایند ،ببینند و بروند و بگو یند در ایران اسلامی دیدنی فراوان است و آموختنی نیز هم...

 

 

 

 

ادامه مطلب...


برای اینکه همه شهروندان را برای تمیز نگهداشتن شهر بسیج کنیم شعاری ساختیم که با باور و ذهن مردمان شهر ارتباط بر قرار کرد. گفتیم "شهر ما ،خانه ما" و به فرهنگ سازی کوشیدیم این باور را جابیندازیم که به واقع نیز شهر ما ، خانه ماست و همان طور که برای تمیزی و زیبایی و عمران و آبادی و سلامت خانه خود می کوشیم باید نسبت به این امور در شهر خود هم اهتمام داشته باشیم. درست هم همین بود و هست و خواهد بود چه اگر شهروندان خود برای تمیزی و زیبایی شهر دست یاری نرسانند نه از یک شهرداری که از صد شهر داری هم کاری که باید ساخته نیست. پس مردم را باید به میدان آورد ، آن وقت همه چیز درست خواهد شد.این تجربه موفق را در دیگر حوزه ها باید فرهنگ سازی و ترویج کنیم و به یاد مردم بیاوریم تا خود آن ها نیایند و نخواهند سرمایه هاشان چندان که باید حفظ نخواهد شد چه هر سازمانی اگر با همه ظرفیت خود هم بیاید باز کار بر زمین مانده خواهد داشت مخصوصا در سازمان عریض و پر مسئولیتی چون سازمان میراث فرهنگی ،گردشگری و صنایع دستی که هر حوزه اش به اندازه یک وزارتخانه کار دارد.

در این حوزه هم باید گفت: "میراث فرهنگی ، ثروت هر ایرانی". باید گفت : " آثار باستانی ، هویت من است". باید گفت.... باید گفت و باور کرد و پای کار حفاظت از این میراث جاودان آمد . نه فقط فردی بلکه جمعی و سازمانی هم باید آمد تا کارها به سامان آید چنانکه پیک فرخنده فال خبر چنین برایمان حکایت می کند: بانک کشاورزی در راستای مسئولیت‌های اجتماعی و زیست محیطی خود از برنامه پاکسازی و احیای دومین اثر طبیعی ملی کشور حمایت کرد

.به گزارش  تفاهم، برنامه پاکسازی و احیای  این میراث ملی و جاذبه طبیعی نادرکه در معرض خطر نابودی قرار دارد 24 مهرماه با حمایت بانک کشاورزی و به همت کمپین "قلب من برای میراثمان می تپد" به اجرا درآمد و طی آن قریب به 70 نفر از ایرانیان علاقمند نسبت به پاکسازی، احیا و بهینه سازی محیط چشمه‌ها و حوضچه های رنگین باداب سورت اقدام کردند.... این خبر خوبی است که باید پس از این فراوان بخوانیم و بشنویم که سازمان ها و نهاد ها و مردم نیک اندیش کشورمان نسبت به حفظ میراث خود بیش از گذشته احساس مسئولیت می کنند. بخوانیم دیگر بانکها نیز از این اقدام خوب بانک کشاورزی الگو گرفته و برای احیای اثری از آثار کهن اقدام کرده اند و دیگران هم به عنوان یک "سنت حسنه" پای کار آمده اند.

ادامه خبر خود حاوی خبر های امید بخش دیگری نیز هست؛ نصب تابلوهای تفسیری ، آموزشی و تحذیری و رونمایی از آن ها توسط جامعه محلی ، ایجاد مسیر سنگچین برای تردد استاندارد گردشگران، پاکسازی حوضچه ها و محیط اطراف و لایروبی آبراهه ها برای احیای حوضچه ها از جمله اقداماتی بود که توسط این گروه انجام پذیرفت. بله نیک اندیشان، نیک تدبیری هم کرده اند و کار را فراتر از یک اقدام مقطعی، به عنوان برنامه ای مهندسی شده و هدفمند انجام داده اند. و چقدر خوب است بر اساس شعار"میراث فرهنگی،سرمایه ملی" این نگاه را نهادینه کنیم تا همگان نسبت به مسئله توجه ویژه داشته باشند تا نتیجه ویژه هم بگیریم.

رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران , تور

 

 

 

 

ادامه مطلب...


یکی از آثار داستانی معروف دنیا 72 تصویرگر را گردهم آورده. کتاب مشهور «آلیس در سرزمین عجایب» نوشته لوییز کارول که حالا صد و پنجاه ساله شده است.
هنرمندانی از سر تا سر دنیا بخشی از جمله از ایران بخشی از این اثر را به تصویر کشیده‌اند. بخشی از داستان که مربوط است به یک عصرانه است. پس عنوان نمایشگاه را گذاشته‌اند «همیشه وقت عصرانه است»
از ایران پنج تصویرگر با آثارشان در تور نمایشگاه حضور دارند: مصطفی اکبری، لیلا صفا، فاطمه حق‌نژاد، شعیب کاشانی و محمد بررنگی.
آثار اغلب در اندازه‌های بزرگ و با تکنیک‌های دستی خلق شده‌اند.
تور نمایشگاه «همیشه وقت عصرانه است» از دوم اکتبر ۲۰۱۵ در شهر تالین کشور استونی آغاز شد و سپس به شهرهای دیگر استونی می‌رود. پس از آن تا سال ۲۰۱۷ به نگارخانه‌های کشورهای فنلاند، لیتوانی، آلمان، لهستان، روسیه و انگلستان خواهد رفت. برگزار کننده این نمایشگاه خانم ویوه نور از هنرمندان شناخته شده استونی است.

 رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران

 

 

 

 

ادامه مطلب...


زنان خورشید در روز جهانی کودک کتاب، رنگ، قلم نقاشی و پارچه هدیه دادند.

کودکان روستای «ریحان‌آباد» از ساعت 8 صبح تا 12 ظهر روز جمعه 17 مهرماه در پارک کوچک روستا گرد هم جمع شدند و روز خودشان را با قصه‌خواندن، نقاشی کشیدن و کاردستی ساختن سپری کردند.برنامه ها شامل موارد زیر بود:

* کارگاه قصه گویی فلسفی و ترویج کتابخوانی

* کارگاه نقاشی گروهی

* نمایش و فروش کتاب

* شعرخوانی کودکان

جمعیت زنان خورشید برگزار کننده این برنامه بود. آنها درباره حقوق کودک به زبان کودکانه سخن گفتند و به بزرگترهایشان یادآوری کردند که پرورش کودک خود به خود انجام نمی‌شود و با آموزش شدنی است.


این جمعیت باور دارد با انجام فعالیت های داوطلبانه، بشردوستانه، گروهی و غیرانتفاعی می توان گامی کوچک اما درست برای زندگی بهتر کودکان، دختران، پسران، زنان و مردان برداشت.

آدرس جمعیت زنان خورشید:
ورامین - خیابان مسجد جامع - نرسیده به مسجد صاحب الزمان - زیرزمین لوازم ورزشی ولیعصر
زمان حضور در جمعیت:
چهارشنبه و پنجشنبه هر هفته،
از ساعت 15 تا 18
تلفن همراه:
09124911141
آدرس اینترنتی جمعیت :این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

http://ngokhorshid.blogfa.com

 

 

 

 

 

ادامه مطلب...
 
اگر بخواهیم از صنعت جهانگردی تعریف مشخصی داشته باشیم که متناسب با نگاه جمهوری اسلامی ایران به این مقوله باشد، باید بگوییم: جهانگردی یک فعالیت فرهنگی منبعث از فطرت جست‌وجوگر انسانی است. با این وجود برآورده ساختن خواست‌ها و نیازهای گردشگران، مستلزم به‌وجود آمدن مجموعه‌ای از بنگاه‌های اقتصادی است که روی هم فعالیت یا صنعتی را ایجاد می‌کنند و ما به آن صنعت جهانگردی می‌گوییم.
 
آمارهایی که از مطبوعات سازمان جهانی جهانگردی استخراج شده‌اند، نشان می‌دهند که در حال حاضر جهانگردی حدود ۱۱ درصد از تولید ناخالص ملی مجموع کشورهای جهان را به خود اختصاص می‌دهد و ۲۰۰ میلیون شغل ایجاد کرده است، به‌گونه‌ای که ۸ درصد از مجموع نیروهای شاغل در جهان در بخش گردشگری مشغول به کار هستند.
 
براساس پیش‌بینی‌ها تا سال ۲۰۱۰ میلادی که هر ساله ۵/۵ میلیون شغل در بخش گردشگری ایجاد خواهد شد و رشد متوسط سالانه جهانگردی در جهان ۳/۳ درصد خواهد بود.
 
جهانگردی تا رسیدن به وضعیت کنونی، مراحل مختلفی از توسعه را پشت‌سر گذارده است. اولین شکل توسعه این صنعت، جهانگردی انبوه بود که پس از جنگ جهانی دوم به وجود آورد و علت آن نیز تمایل زیاد مردم جهان برای سفر به نقاط مختلف و تسهیل امکانات حمل و نقل بود.
 
در این دوره گروه‌هایی پیدا شدند که تنها با دید اقتصادی به جهانگردی می‌نگریستند و عمدتاً در پی نقاط خوش آب و هوا و اماکن طبیعی بودند تا مردم را از مناطق مختلف جهان به سوی آنها کوچ دهند. در این وضعیت مهم‌ترین دغدغه، یافتن مکانی برای اقامت و پذیرایی از افراد بود اما حضور انبوه جهانگردان در یک نقطه، زیبایی و لطافت محیط را به هم می‌ریخت و به فرهنگ و اجتماع مردم بومی آسیب‌هایی را وارد می‌ساخت.این برهم ریختگی محیط و آسیب‌های ناشی از فعالیت جهانگردان، موجب طرح تفکرات دیگری شد که متضمن حفظ محیط‌زیست و آسایش گردشگران و مردم به شکل توامان بود.
 
بدین‌ترتیب پس از «جهانگردی انبوه»، «جهانگردی جایگزین» گسترش پیدا کرد که خود به گروه‌های مختلفی مانند گردشگری شهری، روستایی، ایلیاتی، سلامتی، اکوتوریسم، ماجراجویانه، مسوولانه و… تقسیم می‌شود و ما به مجموع آنها «گردشگری سبز» می‌گوییم.
 
تحول از گردشگری انبوه به گردشگری جایگزین، همراه با دگرگونی‌هایی در نگاه به مقوله جهانگردی بود. در ابتدای امر مدافعان توسعه جهانگردی تنها به جنبه‌های مثبت این توسعه توجه داشتند و استدلال می‌کردند که جهانگردی، فعالیتی اشتغالزا، ارزآور و همراه با تعاملات فرهنگی است. اما به مرور زمان و با مشاهده تاثیرات ناخوشایند گردشگری بر نظم اجتماعی و محیطی مناطق گردشگرپذیر، گروه دیگری یافت شدند که توجه را به عوارض منفی توسعه جهانگردی معطوف ساختند این گروه اشتغالات ناشی از توسعه جهانگردی را غیرپایدار، غیرتخصصی و فصلی می‌دانستند و می‌گفتند که توسعه جهانگردی سبب می‌شود تا از منابع محلی، سودی برای شرکت‌های سرمایه‌گذار بین‌المللی فراهم شود و سودی برای مردم بومی عاید نگردد.
 
از این گذشته اعتقاد داشتند که توسعه اماکن اقامتی و تفریحی چشم‌اندازهای زیبای طبیعی را از میان می‌برد. حتی در تعامل فرهنگی جهانگردی نیز جامعه میزبان به سمت ارضای نظرات گردشگران حرکت می‌کند و آداب و سنت این جامعه بدل به یک کالای نمایشی می‌شود که ممکن است تغییر هویت محلی را به دنبال بیاورد.
 
استدلال دیگر این بود که توسعه جهانگردی ساختار خانواده را به هم می‌ریزد، زیرا اشتغالات سنتی با اشتغالاتی که حضور گردشگران ایجاد می‌کند، متفاوت است و کارهای راحت‌تر و تمیزتر گردشگری، باعث می‌شود که کسی به دنبال کارهای سخت نرود. همچنین حضور گردشگران در محیط‌های اغلب توسعه نیافته، موجب کمبود در رفع نیازهای محلی و گرانی و تورم می‌شود غیر از اینها توسعه مناطق بر اثر توسعه گردشگری، متوازن نیست و چون افراد از همه نقاط به نقاط خوش آب و هوا کوچ می‌کنند، تعادل منطقه‌ای به هم می‌ریزد.
 
با این استدلال‌ها عده‌ای توسعه جهانگردی را در حد یک «گناه» می‌دانستند و قائل به جلوگیری از آن بودند اما به تدریج در کنار مخالفان و مدافعان توسعه جهانگردی، گروه سومی شکل گرفتند که معتقد بودند باید جنبه‌های مثبت گردشگری را توسعه داد و از آثار زیانبار آن کاست.
 
از اینجا بود که «جهانگردی جایگزین» شکل گرفت و امروزه جهانگردی سبز یا فرهنگی یا پایدار، اشکال تکامل یافته همین نوع از جهانگردی هستند در واقع جهانگردی در این مرحله تبدیل به یک رشته مستقل علمی شد که به آن از منظر علوم انسانی و به عنوان یک معرفت نوین نگاه می‌شد.
 
مدافعان جهانگردی جایگزین باور داشتند که مطالعه در حوزه جهانگردی باید نظام‌مند باشد و تمام عناصر شکل دهنده این نظام باید جز به جز شناسایی گردد و ارتباطشان با یکدیگر بررسی شود.
 
آنان می‌گفتند وقتی به توسعه جهانگردی ملی فکر می‌کنیم، باید هم به ویژگی کشورهای جهانگرد فرست توجه داشته باشیم و هم به ویژگی کشورهای جهانگردپذیر و باید دریابیم که چه نیازهایی سبب می‌شود افرادی برای بازدید از اماکن یا دیدار با افراد از کشوری به کشور دیگر سفر کنند.
 
این تفکرات سنگ‌بنای ایجاد یک شاخه نوین برای تربیت و آموزش نیروی انسانی بود که همان رشته جهانگردی است و امروزه در جهان کمتر دانشگاه مدیریتی یافت می‌شود که فاقد رشته مدیریت جهانگردی باشد.
 
در جریان تکامل رویکردهای برنامه‌ریزی برای توسعه جهانگردی، رویکردی که بیش از سایر رویکردها مقبولیت یافت، توجه به گردشگری پایدار بود، بدین معنی که گردشگری را به عنوان مکمل همه شیوه‌های امرار معاش انسان‌ها در مناطق گردشگرپذیر ارزیابی می‌کرد. در عین حال وقتی از جهانگردی پایدار سخن می‌گوییم، اشکالی از جهانگردی را مدنظر قرار می‌دهیم که علاوه بر رفع نیازهای جهانگردان در دوران فعلی، مانعی برای بهره‌برداری نسل‌های آینده از منابع گردشگری نباشد.
 
منابع جهانگردی معمولا به ۵ گروه تقسیم می‌شوند: طبیعی، فرهنگی، رویدادی، فعالیتی و خدماتی ـ تسهیلاتی. البته در برنامه توسعه جهانگردی ایران که در سازمان ایرانگردی و جهانگردی سابق تدوین شده است، منابع جهانگردی به سه دسته تقسیم می‌شوند: طبیعی، انسان ساخت و سایر. اما به باور من برخورد ۵ مقوله‌ای کارسازتر است. وقتی به این منابع تسهیلات و خدمات گردشگری اضافه می‌شود، منبع به جاذبه بدل می‌گردد. معمولا گفته می‌شود که کشور ما جزو ۱۰کشور اول جهان از نظر جاذبه‌های گردشگری است، در حالی که ما فقط ممکن است به لحاظ منابع غنی باشیم، اما به لحاظ جاذبه‌های گردشگری در سطح بین‌المللی قوت چندانی نداریم.
 
ما برای تبدیل منابع گردشگری خود به جاذبه با موانعی روبه‌رو هستیم. نخستین مانع این است که در برنامه‌ریزی‌های خود به شکل مشتری مدار حرکت نمی‌کنیم و فاقد استانداردهای ویژه گردشگری متناسب با جمهوری اسلامی ایران هستیم.
 
از این گذشته کسانی که در رده اول برخورد با گردشگران هستند، معمولا قادر نیستند که با یک زبان غیر از زبان فارسی با آنها روبه‌رو شوند. همچنین به طوری که گفته شد، جاذبه‌های ایران در سطح بین‌المللی بسیار محدود، ناچیز و پراکنده است و اگر کسی بخواهد از جاذبه‌هایی که در سطح بین‌المللی برای ایران ثبت شده، بازدید کند باید یک هفته تا ۱۰ روز در ایران اقامت کند.
 
ما در گذشته بازارهای آمریکا و اروپا را برای جذب گردشگر داشتیم که امروزه آنها را از دست داده‌ایم و جایگزین هم پیدا نکرده‌ایم.
 
عبور از این موانع مستلزم نوآوری است. نوآوری هم در محصول گردشگری ارائه این محصول به جهانیان و هم در شناخت بازارهای جدید و راهکارهایی برای جذب مشتریان جدید. حرکت ما طی سال‌های گذشته برای نفوذ در بازارهای بین‌المللی چندان موفقیت آمیز نبوده و برای ورود به بازارهای جدید بابرنامه و مناسب تر عمل کرد.
 
در این شرایط، بهترین راه برای استیلا بر این هراس، توسعه گردشگری داخلی با همان استانداردهایی است که گفته شد. اگر زیرساخت‌های گردشگری داخلی ما استحکام لازم را پیدا کند، هراس برنامه‌ریزان از نفوذ در بازارهای بین‌المللی کاهش می‌یابد.
 
در این مورد باید یک تقسیم‌بندی از انواع گردشگران داشته باشیم. گردشگران را می‌توان به ۴ گروه تقسیم کرد:
 
۱) درون مرزی؛ یعنی اتباع یک کشور که درون همان کشور گردش می‌کنند.
 
۲) برون مرزی: یعنی اتباع یک کشور که در خارج از آن کشور گردش می‌کنند.
 
۳) بین‌المللی؛ یعنی اتباع سایر کشورها که به کشور ما می‌آیند.
 
۴) گردشگری ملی؛ یعنی هم اتباع یک کشور و هم خارجیانی که در آن کشور به گردش درمی‌آیند.
 
طبیعتا نوع برنامه‌ریزی برای هریک از این چهار عده متفاوت است اما باید نخست موانع گسترش هریک از آنها را به‌درستی شناخت. در حال حاضر برای گسترش گردشگری بین‌المللی موانع زیادی در کشور ما وجود دارد که من به مهم‌ترین آنها اشاره می‌کنم:
 
۱) نبود خطوط هوایی بین کشور ما و کشورهای جهانگردفرست
 
۲) محروم‌ماندن بخش گردشگری کشور از فناوری اطلاعات (علی‌رغم اینکه سایر بخش‌های اقتصادی از این فناوری در حد قابل‌قبولی بهره‌مند شده‌اند)
 ۳) عدم استفاده از ویژگی چهارفصل‌بودن کشور به‌گونه‌ای که رونق گردشگری کشور فقط در اوایل بهار و در تابستان است و در سایر فصول رکود محسوسی به چشم می‌آید.
 
۴) ضعف تبلیغات گردشگری در درون و بیرون کشور و عدم تبلیغ برای جلوه‌های شاد و زیبا که معرف ویژگی منحصربه‌فرد جاذبه‌های گردشگری ما باشند. در‌واقع در این مورد جاذبه‌هایمان را درست مشابه جاذبه‌های کشورهای رقیب معرفی می‌کنیم و نه متفاوت از آنها.
 
۵) عدم تجهیز منابع گردشگری خصوصا منابع طبیعی. در این مورد باید اشاره کنم که مناطق طبیعی گردشگری ما قطعه‌قطعه شده و به مالکان خصوصی واگذار می‌شوند و مردم در دیدار از این مناطق فقط با دیوار ویلاها مواجه می‌گردند! اکنون وقت آن است که این نوع مناطق، ملی اعلام شوند و از مالکیت خصوصی به در آیند.
 
۶) فقدان نظام اطلاعات مدیریت گردشگری
 
برای عبور از این موانع و رسیدن به گردشگری پایدار باید سه موضوع مهم را در نظر بگیریم. نخست اینکه مردم باید در تصمیمات مربوط به توسعه گردشگری مشارکت داشته باشند و از این مشارکت منفعتی عاید آنها شود. دوم آنکه باید کیفیت جاذبه‌های گردشگری رادر حد استانداردهای بین‌المللی ارتقا دهیم و سوم اینکه باید تنگناهایی را که موجب می‌شوند منافع حاصل از گردشگری به قشرهای محلی و مردم بومی نرسد برطرف سازیم.
 
توسعه پایدار و یکپارچه گردشگری نیازمند اراده محلی و مشارکت عامه است و سند توسعه پایدار گردشگری باید دربردارنده آمایش مناطق گردشگرپذیر کل کشور باشد و منافع همه عناصری را که آورده‌ای را به این بخش تزریق کرده‌اند لحاظ کند.
 
به نظر من گردشگری مناسب برای کشور ما «گردشگری سبز» است و گردشگری سبز، گردشگری منطبق با وضعیت عادی مردم است به‌گونه‌ای که مکمل فعالیت روزمره آنها باشد. گردشگری سبز متکی به سرمایه‌های طبیعی و بر گرفته از فرهنگ بومی است و در همه مناطق کشور به یک شکل هدایت و برنامه‌ریزی نمی‌شود.

رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران , تور

 

 

 

 

ادامه مطلب...
 
سفر به کرانه‌ها و حضور در محیط‌های ساحلی همواره یکی از جذاب‌ترین و خاطره‌انگیزترین سفرها برای هر کسی بوده است.
 


بسیاری از خاطرات خوش ما به همراه عزیزان و اعضای خانواده‌مان در محیط‌های ساحلی شکل گرفته‌اند، اما سفر به کرانه‌ها و ساحل‌گردی نیز همچون سایر انواع گردشگری آدابی دارد که با رعایت آنها می‌توان علاوه بر داشتن لحظه‌هایی خوش به حفظ محیط‌های ساحلی برای نسل‌های آینده نیز کمک کرد. در اینجا نگاهی داریم به برخی از توصیه‌های مهم که رعایت آنها در سواحل و کرانه‌ها می‌تواند راهگشا باشد.
 


دل‌انگیز اما خطرناک:
 
بسیاری از افراد از تفاوت شنا در استخر با شنا در دریای مواج بی‌اطلاع هستند. معمولا شنا در آب‌های آزاد نیازمند مهارتی ویژه است که هر شناگری به آن مسلط نیست.
 


پس با ورود به ساحل و دیدن دریایی زیبا و دل‌انگیز خود را به مثابه یک شناگر قابل داخل امواج دریا رها نکنید. متاسفانه بسیاری از افراد ناآگاه در فصل تابستان قربانی شنا در دریا می‌شوند.
 


هنگام شیرجه بهتر است نخست عمق آب را چک کنید و از گردن خود در مقابل خطرهای احتمالی محافظت نمایید. آگاهی به شرایط زیست گیاهی و جانوری نیز می‌تواند مانع از خطرات احتمالی شود.
 


از جمع کردن یادگاری در ساحل بپرهیزید و سعی کنید به آیندگان فکر کرده و هرچه کمتر به تغییر چهره سواحل دست بزنید. فراموش نکنید محیط‌های ساحلی از حساس‌ترین اکوسیستم‌های جهان محسوب می‌شود و کوچک‌ترین آلودگی در آنها سبب مشکلات بزرگی در تمام سطح کره زمین می‌گردد.
 


کودکان در ساحل:
 
اگر برای نخستین بار بافرزند خود به ساحل می‌روید، آگاه باشید که این بار خبری از لذت‌های همیشگی نیست و قطعا چیزهایی تغییر کرده است. بهتر است خود را آماده کنید چراکه فرزندتان با رقبت شن‌های ساحل را به قصد خوردن به دهان می‌گذارد؛ شما بیشتر از پنج دقیقه نمی‌توانید در آب بمانید و قطعا به یک چادر نیاز پیدا خواهید کرد.
 


یکی از بهترین راهکارها برای بهتر شدن وضع و ایجاد فضایی لذت بخش برای اعضای خانواده، صحبت کردن با فرزندتان پیش از رفتن به ساحل و توضیح محیط و برنامه‌هایی است که قرار است با یکدیگر تجربه کنید.
 


با شرح محیط و دادن آموزش‌های ابتدایی می‌توان از وقوع نیمی از رویدادهای ناخواسته جلوگیری کرد و تا حدودی به شرایط تسلط یافت. بهتر است برای بچه‌ها از لباس‌های شنای یک تکه و آستین‌دار استفاده شود تا در اثر برخورد با شن‌های داغ ساحل کمتر آسیب ببینند.
 


استفاده از کرم‌های ضد آفتاب همراه کلاه و عینک دودی می‌تواند از شدت آسیب‌های احتمالی بکاهد. اگر کودک شما قصد شنا دارد، بهتر است او را در منطقه‌ای تحت نظر خود نگه دارید، چراکه معمولا بچه‌ها بسیار سریع‌تر از آنچه بزرگسالان گمان می‌کنند، شنا کرده و ناپدید می‌شوند.
 


استفاده از تیوپ‌های محافظتی یکی از عاقلانه‌ترین کارهای پیشگیرانه محسوب می‌شود. بسیاری از بچه‌های شهری که عادت به محیط‌های باز و شلوغ ساحلی ندارند ممکن است آزرده شوند. با برپایی چادر می‌توانید به کم‌ کردن استرس‌های محیطی کمک کنید و با در آغوش گرفتن فرزندتان به وی امنیت و آرامش قبلی را بازگردانید.

رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران

ادامه مطلب...

 

با نزدیک شدن به تابستان معمولا سفرهای تفریحی به مناطق مختلف ایران نیز افزایش می‌یابد. اما تعداد سفرهای داخلی مردم نشان می‌دهد که امروز گردشگری به پدیده‌ای اختصاصی برای گروه‌های درآمدی و چهار دهک بالادستی جامعه بدل شده‌است. نفس گردشگری و به سفر رفتن در نظم نوین اقتصادی ایران و جهان -که به‌قول برخی متفکران معاصر «زمان و مکان را برای انسان فشرده ساخته»- بی‌تردید می‌تواند یکی از الزامات افزایش بهره‌وری کار در ایران تلقی شود. کارمند، کارگر و در کل کارکنانی که بخش عمده‌ زمان خود را در محیط کار می‌گذرانند، نیاز دارند تا در روزهایی فارغ از استرس و تشویش کار باشند و فضاهای غیرشهری را تجربه کنند. اما کالایی شدن کلیه‌ ساحت‌های گردشگری و سفر موجب شده‌‌است که این مهم که از ملزومات بارآوری کار و بازتولید فعالیت اقتصادی افراد است، دایره‌ای روز‌به‌روز محدودتر پیدا کند.


تجربه فضاهای غیرشهری قاعدتا برای گریز از فشار کار روزمره برای لازم است. هرچه شرایط و محیط کار وضعیت بغرنج‌تر و پرتنش‌تری داشته‌باشد، نیاز به این تجربه (که در جریان گردشگری و سفر به‌دست می‌آید) بیشتر است. تراکم فشار کاری که عامل اقتصادی را دچار استهلاک ذهنی می‌کند، از طریق تعویض موقتی فضا، تشدید نخواهند شد و این مسئله بارآوری و بازتولید توان نیروی کار را به همراه خواهد داشت. اما دقیقا آن بخشی از جامعه که درگیر فشار بیشتری از نظر فضاهای فعالیت‌ و کار هستند، دقیقا به‌دلیل برخورداری از توان پایین‌تر مالی و اقتصادی، از گردشگری (که به آن مُحق ترند) محروم هستند.

هزینه‌های کمرشکن
 
هزینه مسافرت از شهر تهران به اصفهان با اتوبوس بین 17 تا 36 هزار تومان است که بسته به نوع اتوبوس که معمولی باشد یا درجه یک، درجه دو، تک‌صندلی یا VIP این هزینه‌ها متفاوت است. هزینه تهیه بلیت هواپیما هم از حدود 50 تا 180 هزار تومان است. هزینه اقامت یک شب در اصفهان بسته به اینکه برای اقامت مهمانپذیر انتخاب شود یا هتل پنج ستاره متغیر است، اما می‌توان گفت قیمت‌ها از شبی 56 هزار تومان تا یک میلیون و 111 هزار تومان متفاوت است. هزینه‌ی اسکان در شهر اصفهان به صورتی که در جدول مشاهده می‌شود، موجب شده‌است که بخش‌ گسترده‌ای از افراد توان مسافرت به شهرهای تاریخی و فرهنگی چون اصفهان را نداشته باشند.
 
همچنین گسترش زندگی آپارتمانی و کوچک شدن واحدهای مسکونی در شهرستان‌ها و تسری این پدیده‌ مدرن در شهرهای کوچک موجب شده‌است که دیگر مردم نتوانند برای گردشگری داخلی، روی منازل اقوام خود در این شهرها حساب باز کنند. از سوی دیگر سوپر لوکس‌سازی اقامتگاه‌ها و هتل‌های ایران و انبوه‌سازی مناطق تفریحی گرانقیمت درحالی توسعه می‌یابد که عده‌ای این نوع توسعه صنعت گردشگری و تولید امور زیربنایی توریسم را به بهانه‌ ورود و پذیرایی گردشگران و توریست‌های خارجی توجیه می‌کنند. حال که گرد‌شگری که به ایران می‌آید‌ به د‌نبال گرد‌شگری لوکس، هتل‌های گران‌قیمت، مراکز خرید‌ بزرگ و شگفت‌انگیز و جاذبه‌های گرد‌شگری فناورانه نیست. آنچه ایران را به مقصد‌ گرد‌شگری بی مانند‌ی بد‌ل می‌کند‌، محیط زیست و میراث فرهنگی ارزشمند‌ این کشور است. با د‌ر نظر د‌اشتن این موضوع است که د‌غد‌غه‌های علاقه‌مند‌ان محیط زیست و میراث فرهنگی و نگرانی‌شان نسبت به پروژه‌های مخرب شکل د‌یگری به خود‌ می‌گیرد‌. به همین دلیل دیگر تنها بحث افزایش هزینه‌های گردشگری و بزرگ‌ترشدن آن از سبد مصرفی ماهانه و سالانه‌ خانوارها دیگر مطرح نیست بلکه امروز بحث افزایش هزینه‌های اجتماعی مانند اشغال فضاهای شهری و همچنین افزایش هزینه‌های زیست‌محیطی گردشگری نیز مطرح است. موج کالایی سازی سفر به‌گونه‌ای است که چندی پیش چندتن از افراد برجسته در صنعت هتل‌داری عنوان کردند که برای مقابله با آنچه آنان «سوءاستفاده» نامیدند، باید با پدیده‌ «اسکان چادری» و چادرزدن مقابله کرد.
 
از سوی دیگر موج مخرب ویلاسازی در شمال کشور و همچنین نابودی جنگل‌ها و مراتع غرب کشور به بهانه‌ ایجاد مراکز تفریحی و هتل‌سازی نشان می‌دهد که صنعت گردشگری کنونی نه‌تنها بسیار گران‌تر از کل سبد درآمدی خانوارهاست، که حتی به منافع جمعی و عمومی جامعه نیز به‌طور غیرمستقیم آسیب می‌زند. گردشگری خارجی نیز در این میان هزینه‌های دیگری مانند «خروج ارز از کشور را در بر دارد». به‌طور مثال هزینه‌های سفر به «دبی» اگر تنها به خرید بلیط محدود باشد، حدود 500هزار تومان تخمین‌زده می‌شود. ویزا هم 320 درهم و قیمت تورهای رسمی و قانونی به دبی هم از 890000تومان شروع می‌شود. البته تور کامل که شامل: بلیط هتل، ترانسفر، گشت، لیدر و سیم‌کارت و یکسری خدمات دیگر می‌شود که نرخ‌هایی بالای چندمیلیون تومان (برای چندروز) را شامل می‌شود. هزینه اقامت هتل نیز از شبی 40 دلار شروع شده و البته بستگی به نوع هتل و کیفیت آن دارد. هزینه‌ خوراک هر فرد نیز صرف‌نظر از هزینه‌های ثابتی مانند خرید سوغاتی و... نیز از15 دلار شروع شده و تا روزی 50دلار نیز متغیر است. البته این به شرطی‌است که گذار گردشگر ایرانی به رستوران‌های مجلل‌تر شهر نیفتد.
 
چه بخش‌هایی از جامعه در دایره‌ صنعت گردشگری می‌گنجند؟
 
حال اگر درآمد هر خانوار ایرانی را به‌طور متوسط محاسبه کنیم و سهم گردشگری آن را استخراج کنیم، متوجه خواهیم شد که چه بخش‌هایی از جامعه خارج از دایره‌ گردشگری می‌گنجند. بانک مرکزی ایران در سال گذشته سندی را با عنوان «بررسی بودجه خانوار در مناطق شهری و حومه» منتشر ساخت که در آن می‌توان هزینه‌هایی از قبیل تفریحات، امور فرهنگی و گردشگری و همچنین هتل و رستوران را به تفکیک مشاهده کرد. در این سند مشاهده می‌شود که از سال 1383تا 1392 هزینه‌های تفریحات و... از 202هزارتومان در سال 83 به 654هزارتومان در سال 92 افزایش یافته‌است. هزینه اسکان، هتل و رستوران نیز در سبد هزینه‌ای خانوار در همین مدت از 130هزار تومان به 585هزار تومان افزایش یافته‌است. بدین ترتیب با جمع کل هزینه‌ها می‌توان دریافت که هزینه‌های استاندارد یک خانوار از 4میلیون تومان در سال 1383 به 20میلیون تومان در سال 1392 رسیده‌است.
 
اگر در نظر بگیریم که یک خانواره هزینه‌ توریسم و گردشگری را به‌طور کلی برای هر خانوار به‌طور متوسط سالی 1میلیون تومان حساب کنیم، این بدان معناست که با احتساب هزینه‌ حمل‌ونقل هر خانوار برای داشتن تجربه‌ گردشگری برون استانی، باید ماهانه 150هزارتومان را در سال 92کنار می‌گذاشت. اگر طبق آمار مرکز آمار کشور درآمد ماهانه‌ افراد حاضر در دهک پنجم درآمدی را در سال 92 نیز ببینیم، متوجه خواهیم شد که با درآمد ماهانه 5/1میلیون تومان هر فرد برای داشتن حداقل یک تجربه گردشگری برون استانی باید 10درصد درآمد خود را کنار بگذارد. این درحالی است که به‌طور مثال در همان سال هزینه‌ به هرخانوار پنج نفره از نظر خورد و خوراک در ماه حداقل 800هزار تومان بوده‌است که اگر خانوار متوسط دهک پنجمی بخواهد با این توصیف مستاجر هم باشد، عملا باید هزینه‌‌های بهداشت و درمان و آموزش و ... را به‌طورکامل کنار بگذارد. با این حساب باید دست کم پنج دهک درآمدی پایین کشور را از توریسم برون استانی (اگر خانواده‌ای در شهرستان نداشته باشند که بتوانند چند روز میزبان آنها باشند) به‌طور کامل کنار گذاشت.
 
بحران در گردشگری مذهبی
 
موقعیت بی‌نظیر شهرهایی مانند شیراز و مشهد در شرق و جنوب کشور کشور و ظرفیت‌های بالای گردشگری این کلانشهرهای زیارتی باعث شده تا بسیاری از سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی مایل به استفاده از بسترهای سرمایه‌گذاری در صنعت گردشگری این شهر شوند. چنین است که بسیاری از ایرانیان و یا حتی اتباع کشورهای مسلمان از مسئولان استانی و کشوری می‌خواهند تا مسیر حضور پررنگ و جدی‌تر سرمایه‌گذاری کشورهای مسلمان در کلانشهر مذهبی مشهد را هموار کنند. با این حال عدم توسعه مناسب زیرساخت‌های صنعت گردشگری و نیز مشکلات بوروکراتیک، مانع از جذب مناسب سرمایه در صنعت توریسم مشهد شده و درنتیجه عدم توسعه امکانات رفاهی را به‌بار آورده است. مشکلی که بعضا به علت برخوردهای نامناسب برخی از اصناف مشهدی با زائران تشدید نیز می‌شود. در همین ‌رابطه نماینده مشهد در مجلس شورای اسلامی یکی از مهم‌ترین علل کاهش مدت اقامت زائران در پایتخت معنوی ایران را گران بودن هزینه هتل‌ها عنوان کرده و می‌گوید: ‌از آنجا که هزینه اقامت در مشهد‌ گران است، ایجاد اقامتگاه‌های ارزان‌قیمت می‌تواند به افزایش مدت ماندگاری زائران منجر شود. عفت شریعتی می‌افزاید: شرایط به‌گونه‌ای است که باید بخش دولتی و خصوصی با تعاملی دوسویه در این حوزه ورود پیدا کنند؛ علاوه براین شرکت‌های خارجی قانونمند می‌توانند در این حوزه فعالیت کنند. وی‌ با بیان اینکه توسعه‌ گردشگری مذهبی برای ما بسیار حائز اهمیت است، خاطرنشان می‌کند: باید از افرادی که به‌عنوان گردشگر مذهبی به مشهد وارد می‌شوند همچون مبلغان گردشگری مذهبی بهره ببریم و از این طریق تبلیغات گردشگری را هر سال پررنگ‌تر کنیم.
 
رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر مشهد نیز با پیشنهاد اختصاص یارانه زائر به مشهد می‌گوید: درصورت اختصاص یارانه زائر می‌توان سطح خدمات‌دهی به زائران امام هشتم شیعیان جهان را افزایش داد. غلامرضا بصیری‌پور درگفتگویی با بیان اینکه برای افزایش مدت ماندگاری زائران در مشهد باید فکری برای پرکردن اوقات فراغت آنها بکنیم، می‌افزاید: درست است که یک زائر با هدف زیارت به مشهد می‌آید اما آیا فکری برای پرکردن اوقات فراغت او بعد از چندساعتی که به زیارت می‌رود کرده‌ایم؟ وی ادامه می‌دهد: نبود مکان‌هایی که زائران بتوانند اوقات خود را در آنجا بگذرانند، باعث کاهش مدت اقامت آنها در مشهد شده است. وی با انتقاد از طولانی شدن پروژه‌های گردشگری در مشهد ادامه می‌دهد: وقتی پروژه‌های گردشگری مانند ساخت موزه ملی استان 10سال طول می‌کشد، چه انتظاری برای جذب ماندگاری زائر توسط موزه داشت؟ رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر مشهد ضمن انتقاد از رفتار نامناسب برخی از اصناف با زائران می‌گوید: سازمان‌ها و نهادهای متولی باید در این زمینه جدی‌تر وارد عمل شوند و با افرادی که اقدام به گران‌فروشی به زائران می‌کنند، برخورد کنند؛ نه اینکه فقط به اعلام میزان بازرسی‌ها از واحدهای صنفی بسنده کرده و خروجی چندانی کارهایشان نداشته باشد. همچنین رئیس اتحادیه هتلداران خراسان‌رضوی نیز با اشاره به افزایش هزینه هتل‌ها در مشهد به دنبال اجرای هدفمندی یارانه‌ها می‌گوید: این درحالی است که هتل‌های مشهد اقدام به افزایش نرخ خود نکرده و تاکنون درخواست آنها برای افزایش نرخ هتل با سکوت مواجه شده است.
 
تغییر کاربری گسترده به مدد صنعت ویلاسازی
 
سود بالای ویلاسازی و تغییر کاربری در مناطق مختلف مازندران باعث شد حتی بعضی از کارکنان برخی ادارات و دهیاران نیز برای کسب درآمد از این راه آستین بالا بزنند و دست به کار شوند. ماه گذشته، «یدا... اکبرزاده» فرماندار آمل سال گذشته، از برکناری 2نفر از دهیاران این شهرستان که در ساخت وساز غیرمجاز دخالت مستقیم داشتند خبر داد و گفت: «براساس قانون هیچ فردی حق ندارد در زمین های کشاورزی و اراضی ملی ویلاسازی کند.» این درحالی است که بخش قابل توجهی از زمین‌های ملی و کشاورزی استان در شهرهای مختلف برای تاسیس ویلاهای رنگارنگ شخم‌زده شد. در شرایطی است که امروزه به‌طور متوسط هزینه‌ اجاره‌ هر ویلای متوسط در شمال کشور 100هزارتومان است! بسیاری از علاقه‌مندان به تملک ویلا در مازندران، تمایل بیشتری به سکونت موقت در مناطقی دنج و آرام دارند. این موضوع بیشتر در حاشیه روستاهای استان قابل مشاهده‌است.
 
از طرفی ساخت ویلا در اطراف روستاها و مناطق دورتر از شهرها به‌دلیل نظارت و هزینه‌های قانونی کمتر برای دریافت مجوزهای لازم، بیشتر مورد توجه پیمانکاران قرار دارد. حتی بسیاری از پیمانکاران و ویلاسازان پس از این که ساخت بنا را به پایان می رسانند اقدام به دریافت مجوزهای موردنیاز برای امتیازاتی مانند آب و برق می‌کنند. عده‌ای هم بدون توجه به این موضوع، ساختمان را به فروش می‌رسانند و پس از آن پیگیر کمبودها می‌شوند تا ضمن روبه رو کردن قانون با خریداران ویلاها (که کم هم نیستند و از وضع مالی مناسبی هم برخوردارند)، بر گستره بافت‌های استان بیفزایند. نتیجه این کار، افزایش تقاضا برای خدمات و زیرساخت‌های روستایی و تقسیم امکانات اندک میان ساکنان روستاها و خوش‌نشینانی است که حاصل حضور چندروزه‌شان بروز مشکلات برای مردم منطقه است. آنچه هر روز بر تعداد ویلاسازان استان افزود و میل کشاورزان را به فروش زمین‌های کشاورزی اجدادی‌شان بیشتر کرد، شیب صعودی قیمت ویلاها به دلیل افزایش هزینه‌های ساخت وساز و قیمت مصالح ساختمانی در سال‌های اخیر است. قیمت ویلاها در 15سال گذشته تقریبا با شتابی مشخص و روند صعودی یکسان، کمی پیش و بیش از تورم سالانه رشد کرد. برخی از ویلاسازان منطقه «رویان» دلیل این افزایش قیمت را بالارفتن بهای مصالح ساختمانی عنوان می‌کنند، اما عده‌ای دیگر معتقدند که همسان نبودن شیب تورم جامعه با شیب قیمت ویلاها در مازندران نتیجه برخی دست‌اندازی‌ها و واسطه گری‌ها در بازار ویلاسازی‌است که امکان کنترل بر ساخت وساز و فروش ویلاها را تقریبا از بین برده است.
 
جامعه‌مدارسازی گردشگری
 
«گردشگری جامعه‌مدار» به‌عنوان راهکاری در جهت دستیابی به توسعه پایدار گردشگری مخصوصا در کشورهای جهان سوم و در مبحث توسعه روستایی مورد توجه بسیاری از صاحب‌نظران قرار گرفته‌است. این نوع گردشگری موجب می‌شود که مشارکت افراد هر جامعه در امر گردشگری به مراتب بالاتر رود که همین امر موجب یک فرآیند توسعه و برنامه‌ریزی در گردشگری هر منطقه است. این نوع گردشگری معمولا در مقابل با گردشگری انبوه و توده‌وار قرار می‌گیرد و برخلاف آن گردشگری که تنها توسط شرکت‌ها و کارتل‌های بزرگ اقتصادی اداره و کنترل می‌شد، توسط تک‌تک مردم ساکن در یک جامعه کنترل می‌شود. در گردشگری انبوه و بزرگ معمولا سود و بهره اقتصادی بسیار محدود است و صرفا در جیب عده‌ای خاص می‌رود.
 
مردم ساکن در جامعه در گردشگری انبوه معمولا در کارهای سطح پایین و با درآمد اندک به کار گرفته می‌شوند اما در گردشگری جامعه‌محور، توسعه گردشگری محلی به صورت همه‌جانبه و با در نظر گرفتن تمامی لایه‌های مختلف یک جامعه صورت می‌گیرد. در این نوع گردشگری تکیه بر خلاقیت‌های افراد و اقشار گوناگون مختلف جامعه میزبان، مالکان کسب و کارهای کوچک، گروه‌های محلی، انجمن‌های منطقه‌ای و خلاصه تک‌تک ساکنان آن ناحیه است. سرمایه مالی در این‌گونه از گردشگری معمولا از منابع گوناگونی تامین می‌شود. در چند سال اخیر یکی از جدی‌ترین حامیان بین‌المللی توسعه‌ای دست گردشگری بانک توسعه آسیایی بوده است که اعتبارات خاصی جهت توسعه گردشگری به کشورهای آسیایی پرداخت کرده است که امید می‌رود کشور ما نیز بتواند از این اعتبارات استفاده کند. از منظر دیگر گردشگری جامعه‌محور با بخشی از شکل‌های دیگر گردشگری بومی نیز در ارتباط است. گردشگری بومی را می‌توان نوعی فعالیت گردشگری دانست که در آن مردم بومی به صورت مستقیم در زمینه توسعه و کنترل با یکدیگر همکاری می‌کنند. در این نوع گردشگری، فرهنگ بومی به عنوان جاذبه اصلی به گردشگران معرفی می‌شود.
 
توسعه گردشگری جامعه‌محور اهداف مختلفی پیگیری می‌کند از جمله این‌که گردشگری جامعه‌محور پایداری اجتماعی را برای جامعه بومی به ارمغان می‌آورد زیرا فعالیت‌های گردشگری در بیشتر قسمت‌ها توسط اعضای جامعه محلی توسعه می‌یابد و کنترل می‌شود. همچنین درآمدهای حاصل از این گردشگری به صورت مستقیم در جیب تک‌تک اعضای جوامع محلی می‌رود. هدف بعدی از توسعه گردشگری جامعه‌محور این است که از این طریق برای فرهنگ، میراث و آداب و سنن جامعه محلی در جهان کنونی که یک نوع همسان‌سازی فرهنگی توسط قدرت‌های بزرگ و مسلط جهانی پدید آمده است، ارزش و اعتبار کسب کنیم و فرهنگ جوامع محلی را به دیگران نیز معرفی کرده باشیم. مفهوم گردشگری جامعه‌محور ریشه در گردشگری پایدار و توسعه پایدار هر جامعه دارد. با توجه به اینکه توسعه پایدار در حقیقت رشد و پیشرفتی همه‌جانبه در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی محسوب می‌شود و به‌دلیل نقشی که گردشگری می‌تواند در این زمینه‌ها، به‌خصوص در کشورهای درحال توسعه ایفا کند، ضرورت توجه به گردشگری پایدار حائز اهمیت است که سیر تکامل آن منجر به توسعه گردشگری جامعه‌محور و نقش مشارکت جامعه محلی در رسیدن به این توسعه می‌شود.

رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران

 

 

 

 

ادامه مطلب...

 

 

بسیاری افراد بدلیل پیش بینی هزینه های بالای سفر کلا قید آن را می زنند و خود را از این تجربه بیاد ماندنی محروم می کنند، غافل از اینکه اگر با تکنیک های سفر کم هزینه آشنا باشند، آن را به بخش جدا نشدنی زندگیشان تبدیل خواهند کرد.



بسیاری افراد بدلیل پیش بینی هزینه های بالای سفر کلا قید آن را می زنند و خود را از این تجربه بیاد ماندنی محروم می کنند، غافل از اینکه اگر با تکنیک های سفر کم هزینه آشنا باشند، آن را به بخش جدا نشدنی زندگیشان تبدیل خواهند کرد.



۱. هنر چانه زنی را بیاموزید!



بسیاری از فروشنده ها همین که ببینند شما توریست هستید قیمت ها را بالا می برند، زیرا می دانند در جریان قیمت ها نیستیم و احتمالا از چانه زدن و اعتراض خجالت می کشیم. فراموش نکنید قیمت فروشنده ها وحی منزل نیست.





۲. مسافرخانه های ارزان قیمت را نیز در نظر بگیرید.



یکی از اصلی ترین و پر هزینه ترین دغدغه های سفر جای خواب و استراحت است. شاید فکر کنید مسافرخانه ها مکان های شلوغ، کثیف و محقر هستند و یا از امنیت کافی برخوردار نیستند. اما این ذهنیت را فراموش کنید. حتی مسافرخانه ها هم امروزه پیشرفت کرده و فضای مطلبوبتری دارند.





۳. برخی از دانشگاه ها امکان اقامت ارزان را مهیا می کنند.



اگر فصل مدارس نباشد و بخصوص در تابستان، اتاق ها و خوابگاه های بسیاری مدارس و دانشگاه ها با هزینه بسیار پایین اجاره داده می شود.





۴. سبُک سفر کنید



با سبک سفر کردن مجبور به پرداخت هزینه های اضافه برای حمل بار خود نخواهید بود.





۵. از غذا خوردن در مناطق توریستی اجتناب کنید.



غذا خوردن حتی یک خیابان بالاتر از محدوده های توریستی می تواند بسیار ارزانتر و حتی سالم تر تمام شود. فقط ممکن است برای صحبت کردن به مشکل بر بخورید ولی مطمئنا از پس آن بر خواهید آمد.





۶. از فروشگاه های مواد غذایی خرید کنید



یکی از اصلی ترین عوامل افزایش هزینه های سفر، غذا خوردن در رستوران ها است. می توانید غذاهای تازه و خوشمزه، را با هزینه ای بسیار کمتر از فروشگاه های مواد غذایی، نانوایی و بقالی خریداری کنید. اگر برنامه پیک نیک بگذارید، کمتر حس قناعت کردن به شما می دهد و می تواند به یک تجربه بیادماندنی تبدیل شود.





۷. قدم بزنید.



چه چیز بهتر از آنکه جایی که برای نخستین بار به آن سفر می کنید را با قدم زدن در خیابان ها و محله هایش بشناسید. تجربه ای لذت بخش و آموزنده که به هیچ هزینه ای نیاز ندارد.





۸. برای صبحانه یا ناهار بیرون بروید



اگر قرار باشد برای یک وعده در رستوران غذا بخورید، ترجیحا صبحانه یا ناهار باشد. زیرا هزینه ها در روز معمولا کمتر خواهد بود.





۹. از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنید.





۱۰. بودجه هر روز را بصورت نقدی بهمراه داشته باشید.



کارت های اعتباری خود را در جای امن قرار داده و هر روز تنها با بودجه مورد نیاز همان روز (به صورت نقدی) سر کنید و بدین ترتیب دست خود را برای ولخرجی کردن باز نگذارید.





۱۱. هتل را در لحظه های آخر رزرو کنید



هتلداران نمی خواهند اتاق هایشان را خالی نگه دارند. بنابراین اگر تماس بگیرید و برای همان روز (یا حتی همان ساعت) درخواست اتاق ارزان کنید، امکان دارد برایتان تخفیفی قائل شوند.





۱۲. منعطف باشید



نه منظور انعطاف یوگایی نیست، بلکه انعطاف داشتن در تاریخ رفت و برگشت و ساعت های سفر است. در اینصورت شما شانس بیشتری برای پروازهای ارزان قیمت خواهید یافت.



۱۳. سفرتان را به روزهای عادی موکول کنید



بدون شک در تعطیلات و مناسبت ها هزینه های سفر افزایش پیدا می کند. اگر پرواز خود را به اواسط هفته موکول کنید و یا حداقل یک ماه بعد از چنین ایام خاص و تعطیلات به مسافرت بروید در هزینه ها به میزان قابل توجهی صرفه جویی خواهید کرد. علاوه بر آن با آرامش و دور از هیاهوی مسافران از سفر خود لذت خواهید برد.

رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران

 

 

 

Google

در اين سایت
در كل اينترنت

 

تماس با ما

 

 

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

کوتاه کننده لینک

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

عکس پروفایل

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس