ادامه مطلب...

ارگ تبریز (علی‌شاه) نام یک بنای تاریخی در تبریز است. سبک معماری این بنا به شیوه آذری و معمار آن استاد فلکی تبریزی ذکر شده‌است.

این ارگ یکی از بلندترین دیوارهای تاریخی کشور و نماد شهر تبریز است. این ارگ در مرکز شهر تبریز، در ضلع جنوبی تقاطع خیابان امام خمینی و فردوسی قرار دارد و امروزه فضای پیرامون آن برای برگزاری نماز جمعه مورد استفاده قرار می‌گیرد و مصلای بزرگ تبریز در این مکان احداث شده‌است.

 ارگ تبریز توسط خواجه تاج‌الدین علی‌شاه بنا شده‌است. این بنا براثر زمین‌لرزه و گذر زمان تا حدودی تخریب شده‌است. در محوطه ارگ، آثار تاریخی ارزشمندی همچون «مدرسهٔ نجات» که به‌عنوان یکی از نخستین مدارس ایران به‌شمار می‌رفت و نیز «سالن تئاتر شیر و خورشید» قرار داشت که پس از شروع برنامهٔ تخریب و تبدیل ارگ تبریز به مصلای بزرگ تبریز از سال ۱۳۶۰ و در زمان امامت جمعهٔ آیت‌الله ملکوتی، بخش اعظمی از ارگ توسط جهاد سازندگی با بولدوزر و مواد منفجره ویران شده‌است.

ادامه مطلب...

ارگ تبریز و محوطهٔ باستانی آن در ۱۵ دی ۱۳۱۰ خورشیدی به شمارهٔ ۱۷۰ در فهرست آثار ملی ایران به‌ثبت رسیده‌است و نقشهٔ حریم استحفاظی قانونی و ظوابط حفاظتی آن در نشست ۲۹ خرداد ۱۳۵۷ شورای حفاظت آثار تاریخی ادارهٔ کل حفاظت آثار تاریخی مشخص و مورد تأیید اعضا قرار گرفته‌است.

 امروزه تنها بخشی از دیوارهای عظیم و محراب بسیار بلند شبستان جنوبی این مسجد برجای مانده‌است که خود موید شکوه و آبادانی آن در گذشته‌است. دیوارهای موجود در حقیقت تشکیل‌دهندهٔ ایوان تاق‌پوش و حمال تاقی استوانه‌ای عظیمی بوده‌است که فضای به‌وجودآمده به‌عنوان شبستان و عنصبر اصلی مسجد علی‌شاه به‌شمار می‌رفته‌است. بقایای موجود بنا، حکایت از یک ایوان به‌عرض ۳۰٬۱۵ متر و جرز و دیواهای کناری به ضخامت ۱۰٬۴۰ متر و پی‌ها و فونداسیونی ژرف و حجیم متناسب سازه‌های فوقانی و ارتفاع احتمالی بنا تا خط آغاز طاق استوانه‌ای ۲۵ متر (البته دقت رد تناسب سازه‌های اثر ۳۶ متر صحیح به‌نظر می‌رسد) بوده‌است.

ادامه مطلب...
شیوه آذری (سبک مغول)
شیوه آذری، سبکی در معماری ایرانیِ پس از اسلام است که به آذربایجان منسوب است. این شیوه، سبک مغول یا ایرانی - مغول نیز نامیده می‌شود و در دورهٔ حکومت ایلخانان بر ایران (۶۵۴-۷۳۶ق /۱۲۵۶ -۱۳۳۶م) رواج یافت.

 محمدکریم پیرنیا در مقاله «سبک شناسی معماری ایران» (۱۳۴۷) سبک‌های معماری را به زادگاه‌های آنها نسبت داده و از «سبک آذری» نام می‌برد. این سبک را می‎توان بر معماری اسلامی ایرانی در دوره ایلخانان (مغول) منطبق ساخت. دونالد ویلبر «معماری سلجوقی» (شیوه رازی) را شکل ابتدایی «سبک ایلخانی» می‌داند و خود معماری سلجوقی را برگرفته از سبک پیش از اسلام معماری ساسانی می‌داند، به ویژه در شکل و نسبت‌های گنبدها.

پیرنیا می‌نویسد پس از اینکه هولاکو در سال ۶۵۷ق/۱۲۵۹م در مراغه مستقر شد، معماری ایرانی ترقی کرد و در پی دگرگونی‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در جامعه، سبک رازی (معماری دوره سلجوقی) نیز تغییر کرد و «سبک آذری» زاده شد.

ادامه مطلب...
سبک آذری از مراغه آغاز شده و با نام «سبک مغولی» به تبریز و سلطانیه و سپس به سراسر ایران و خارج ایران رفت و روز به روز درخشان‌تر شد. در اوج سبک آذری، شاهکارهای معماری زمان جانشینان تیمور به ویژه شاهرخ (۸۰۷-۸۵۰ق/۱۴۰۴-۱۴۴۶م) بنا شدند. پیرنیا سبک آذری را بر معماری دو دوره ایلخانی و تیموری منطبق می‎سازد اما بیشتر پژوهشگران، هنر و معماریِ دو دوره مغول (ایلخانی) و تیموری را دو دوره مختلف جدا از یکدیگر دانسته‌اند.

این بنا در دوران قاجاریه مبدل انبار غلات ومخزن مهمات گردیده وحصاری دور آن کشیده شده ونام ارک یافته است. ارک در دوران مشروطیت به دست مشروطه خواهان افتاد ودر نتیجه باعث تقویت موضع آنان شده است . در سال های قبل از انقلاب تبدیل به باغ ملی یا گردشگاه عمومی شده بود وهم اکنون از محوطه این اثر باستانی به عنوان مصلی استفاده می شود .

ادامه مطلب...

ارگ تبریز , ارگ علیشاه , ارگ علیشاه تبریز , ارگ تاریخی تبریز , رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , تور , بلیت , ایرانگردی , گردشگری , سفر , تبریز

 

ادامه مطلب...


مجموعه ساسانی تخت سلیمان از 1600 سال پیش میزبان سازه های مهم مذهبی در میان حصارهای خود بوده است. تخت سلیمان که در فهرست آثار جهانی یونسکو به ثبت رسیده، یکی از مهم ترین بناهای باستانی ایران است؛ بنایی در کنار دریاچه ای که عمقش بیش از 120 متر است و در گذشته مقدس بوده است.منطقه تخت سلیمان که به آن شهر گنجک (شیز) نیز گفته می شود، در یک دره سرسبز بنا شده و بلندی آن از سطح دریا 3000 متر است. در این منطقه می توانید انواع شگفتی های تاریخی و طبیعی را مشاهده نمایید. یکی از زیبایی های این منطقه، قله بلقیس است که 3200 متر ارتفاع دارد. تخت سلیمان تکاب، همان جایی است که مردم محلی در بسیاری از روایات ذکر می کنند که زندان سلیمان نبی بوده، یعنی جایی که حضرت سلیمان در آن دیوها و جن های سرکش را به بند می کشیده.

ادامه مطلب...

اگر به شهر تکاب در استان آذربایجان شرقی مسافرت کرده باشید، بدون شک به ویرانه های باستانی آتشکده آذرگشنسب نیز سری زده اید. این آتشکده باستانی که محل عبادت پادشاهان و جنگجویان ساسانی بوده، حدود 45 کیلومتر از قسمت شمال شرقی شهر تکاب فاصله دارد. محلی زیبا که در مجاورت دریاچه ای از آب های گرم و جوشان بنا شده است. عمق دریاچه به 120 متر می رسد و آتشکده بر روی یک صخره بزرگ سنگی که از رسوبات آهکی دریاچه به وجود آمده، بنا شده است.

معماری این مکان بسیار جذاب است و از نمونه های عالی معماری دوره باستان ایران به شمار می آید. چهار طاق و ساختمان هایی که متناسب با یک عبادتگاه زرتشتی ساخته شده. از دیگر بخش های این عبادتگاه می توان به کاخ های دوره ساسانی، نیایشگاه آناهیتا و ساختمان هایی که بعدها به دست پادشاهان مغول (ایلخانان) بنا شد، اشاره نمود. گفته می شود که این منطقه از سه هزار سال قبل نیز مکانی مسکونی برای انسان ها بوده است. برطبق مدارک باستان شناسی در ایران باستان طبقه اجتماعی اهمیت بسیاری داشته است.

ادامه مطلب...

بر این اساس سه آتشکده مشهور ایران در گذشته، آتشکده آذرگشنسب یا آذرگشسب در تکاب، آتشکده آذربرزین مهر در خراسان و آتشکده کاریان یا آذرفرنبغ کاریان در روستای کاریان لارستان بوده اند که هرکدام از آن ها ویژه یک طبقه اجتماعی خاص می باشند. آتشکده آذرگشسب متعلق به نظامیان و ارتشیان، آتشکده آذربرزین مهر، محل عبادت کشاورزان و پیشه وران و آذرفرنبغ نیز آتشکده ویژه موبدان و روحانیان زرتشتی بوده است. این آتشکده ها با سه رنگ سرخ، سبز و سپید که رنگ های پرچم کشور ایران بوده و هستند، مشخص می شدند.  این مجموعه در سال 1382 به عنوان چهارمین اثر باستانی ایران در فهرست آثار ملی ایران در سازمان یونسکو به ثبت رسیده است. در این منطقه، آثار تاریخی بسیاری کشف شده که با توجه به قدمت بیش از سه هزارساله سکونت بشر در آن، آثار تاریخی مختلف کشف شده، بیشتر دوره های تاریخی آن زمان را از اوایل دوره ساسانی تا دوره ایلخانیان مغول در برگرفته اند. جالب است بدانید که کوه های رسوبی منطقه تخت سلیمان، به صورت طبیعی و به دلیل ویژگی های زمین منطقه و املاح مختلفی که در آب چشمه های آن وجود دارد، به وجود آمده اند.

ادامه مطلب...

با توجه به نوشته های باستانی برجا مانده، اینجا در نزدیکی زندان سلیمان، محل تولد پیامبر بزرگ ایران باستان، زرتشت است، البته تاریخ نویسان درباره محل دقیق تولد زرتشت با هم اختلافاتی دارند. تاریخ نویسان  عرب می گویند که زرتشت در «شیز» متولد شده، اما رومی ها و یونانیان معتقدند که محل تولد او گزکا بوده است، اما بر طبق نوشته های حمد الله مستوفی در زبان مغولان محل تولد زرتشت را ستوریق می دانستند. با این وجود، امروزه این منطقه تخت سلیمان نامیده می شود. با این وجود احتمال غریب به یقین محل تولد او شیز بوده. در کتاب تاریخ عالم آرای ناصری آمده که زرتشت در شهر سبلان و اردبیل ظهور کرده، ولی اصلیت او از شهری بنام شیز بوده که بین زنگان و مراغه قرار داشته است. تخت سلیمان بیش از 124 هزار متر مربع مساحت دارد و در دوران مختلف تاریخ ایران از جمله مادها، اشکانیان و ساسانیان و حتی در دوران مغول از این مکان باشکوه استفاده می شده است.

ادامه مطلب...


درباره دریاچه تخت سلیمان، داستان های بسیاری وجود دارد. داستان هایی درباره شهرهای مدفون در زیر آب یا گنج های مشهوری که برای سال ها جستجوگران مختلف را به این منطقه کشانده یا درباره اینکه اینجا زندان سلیمان نبی برای دیوها بوده و یا وجود گنجینه کوروش، اشکانیان و ساسانیان. این مسئله موجب شد که در طی قرن ها بسیاری از افراد در این منطقه به جستجوی گنج بپردازند. در سالهای گذشته اروپاییان بسیاری، راهی آب های عمیق این دریاچه شدند، اما عمق زیاد و وجود لایه های عظیم املاح موجب شده که هیچ غواصی نتواند بیشتر از 31 متر در عمق این دریاچه فرو رود. کاوشگران ایرانی که پس از جستجوگران آلمانی وارد این آب شدند نیز چیز زیادی پیدا نکردند. شدت رسوبات، دید چشم را کور می کرد و زیادی فشار آب و املاح در دریاچه مانع از هر نوع جستجو می شد.جالب است بدانید که آب این دریاچه برای زرتشتیان مقدس است و آن ها معتقدند که الهه آب ها در این دریاچه ساکن بوده است. همچنین اعتقاد دارند که هر هزار سال یک بار باید دختر باکره ای در آب دریاچه استحمام کند و چنین فردی صاحب فرزند پسری خواهد شد که در آینده، موبد موبدان زرتشتیان خواهد گشت.

ادامه مطلب...

اگر می خواهید که فقط به دیدن تخت سلیمان یا همان زندان سلیمان بروید، می توانید از مسیر تکاب حرکت کنید و بعد از طی 24 کیلومتر به تخت سلیمان برسید، اما چنانچه مایلید که یکی دیگر از شگفتی های طبیعی استان آذربایجان را نیز ببینید، بهتر است از مسیر زنجان به تکاب حرکت کنید. در سه کیلومتری غرب تخت سلیمان می توانید به کوههای مخروطی تو خالی منطقه برسید. این کوه ها که در طی هزاران سال براثر فعالیت های آتشفشانی پدید آمده اند، در اثر جریان های باد و پیچش باد در میان آنها صداهایی تولید می شود. این صداها موجب شده که افسانه ای محلی ایجاد شود که آن را به عنوان زندان سلیمان می شناسند. مکانی که به گفته افراد محلی، حضرت سلیمان دیوهای گردنکشی را که از فرمان او سرپیچی می کردند، در آن مکان زندانی می کرد.



اگر ماشین شخصی ندارید می توانید با اتوبوس خود را به تکاب برسانید و با ماشین هایی که به تخت سلیمان می روند به این مجموعه بروید. تخت سلیمان در فاصله 148 کیلومتری زنجان و 42 کیلومتری تکاب قرار گرفته است.


ادامه مطلب...

معبد آناهیتا: در ضلع شرقی چهارطاقی آتشکده «آذرگشنسب» قرار دارد و احتمالا مکانی برای ستایش ایزدبانوی آب بوده است. فضای داخلی معبد با هشت دیوار محصور شده که چهارتای آنها در مقابل چهار ورودی قرار گرفته تا مانع دید فضای داخلی معبد شود.


ایوان خسرو: در مجاورت آتشکده قرار دارد و از نظر طراحی کاملا شبیه «ایوان مدائن» است با ابعاد کوچکتر. طاق نماها و مقرنس های این سازه ساسانی، بر اثر زلزله ای که 80 سال پیش در این منطقه رخ داد، آسیب زیادی دید.

آتشکده آذرگشنسب: اوج قدرت و احترام مجموعه تخت سلیمان به دوره ساسانیان بر می گردد، به طوری که مهم ترین آتشکده عصر ساسانی در این مکان بنا شده و نماد اقتدار مذهبی، سیاسی و اجتماعی آن دوران به شمار می آمده است.

ادامه مطلب...

حصار ساسانی: این حصار دایره شکل، با 38 برج و به طول 1120 متر، به عنوان حصاری دفاعی، مجموعه آتشکده و آثار معماری محوطه را دربر گرفته است. دو دروازه ورودی این حصار، در ضلع جنوب شرقی و شمالی آن قرار دارد.


زندان سلیمان: در غرب مجموعه تخت سلیمان، تپه ای به ارتفاع حدود 100 متر از سطح زمین می بینید که به «زندان سلیمان» مشهور است. این تپه از شاخص ترین محوطه های تاریخی - طبیعی تخت سلیمان است که از رسوب چشمه آهکی به وجود آمده است. بقایای سازه هایی چون اتاق و پله ها و تراس متعلق به هزاره قبل از میلاد که در بالای این تپه بر جای مانده، نشان از آن دارد که این محل جایگاهی مقدس بوده است.


دریاچه مقدس: در مرکز محوطه باستانی تخت سلیمان دریاچه ای وجود دارد که به عنوان یکی از عوامل اصلی استقرار در این منطقه، در دوره های مختلف تاریخی به شمار می رود.


نکته
در اطراف دریاچه تخت سلیمان تابلوهای «شنا ممنوع» نصب شده، چون این دریاچه در کنار ظاهر زیبا و آرامش، تنها با مرگ از مهمانان کم تجربه اش پذیرایی می کند.

تخت سلیمان , گردشگری , تخت سلیمان تکاب , رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , بلیت ، تور ، سفر , بهترین هتل , ارزان ترین هتل

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه مطلب...

شهر تاریخی بیشاپور در ۱۲۰ کیلومتری جنوب شیراز و ۲۳ کیلومتری غرب شهرستان کازرون واقع شده است. بیشاپور در کنار جاده شاهی روزگار باستان واقع شده که در دوره هخامنشیان «تخت جمشید» و « استخر » را به شهر باستانی « شوش» و در دوره ساسانی شهر « گور» و « بیشاپور » را به « تیسفون » مقر امپراطوری ساسانی وصل می نموده است. شهر بیشاپور ۱×۲ کیلومتر وسعت دارد و جزء اولین شهرهای باستانی است که دارای تاریخ مکتوب شهرسازی می باشد. این تاریخ سنگ نبشته ای است که با دو خط اشکانی و ساسانی بر روی ستون بنای یادبود بیشاپور حک شده است .با توجه به وضعیت جغرافیایی خاص بیشاپور خصوصا رودخانه شاهپور و « تنگ چوگان» این شهر در روزگارخود سرآمد شهرهای دوره ساسانی بوده است . تاریخ ساخت شهر به دوره شاهپور و حدود سال های ۲۷۲ ـ ۲۴۱ م بر می گردد .
 

ادامه مطلب...


بیشاپور با 200 هکتار وسعت، از شهرهای مهم آن زمان بوده است و اهمیت ارتباطی داشته است. این شهر از قدیمی‌ترین شهرهایی است که تاریخچه ساخت آن به صورت مکتوب در سنگ نوشته‌ای موجود است.

این شهر تا قرن هفتم هجری آباد و مسکونی بوده و پس از آن ویران شده و دارای گنجینه‌ای از آثار ارزشمند دوره ساسانی مانند معبد آناهیتا است.

بیشاپور به سال ۲۶۶ میلادی و به دستور شاپور اول پادشاه ساسانی ساخته شده است. پس از پیروزی شاپور بر والرین امپراتور روم، شاپور دستور داد در ناحیه‌ای خوش آب و هوا بر سر راه تخت جمشید به تیسفون شهری بنا کنند. این جاده در زمان هخامنشیان، شهرهای تخت جمشید و استخر را به شوش وصل می‌کرد. شاپور نام خود را بر این شهر نهاد.

ادامه مطلب...


شهر تاریخی بیشابور که بقایای آن امروزه در نزدیکی کازرون، کنار رودخانه شاپور، قرار دارد دارای نقش‌هایی از شاپور ساسانی است که تسلط وی را بر والریانوس، امپراتور روم، نشان می‌دهد.

هرچند که در پهنه شهرستان کازرون آثار تاریخی بسیاری وجود دارد اما بی‌تردید بیش‌ترین آثار مربوط به دوره ساسانی است.

بزرگ‌ترین و تنها مجسمه سنگی دوره ساسانی مجسمه شاپور اول، 9 نقش برجسته از 30 نقش برجسته دوره ساسانی شهر تاریخی بیشاپور، بزرگ‌ترین کتیبه دیواری عهد ساسانی معروف به کتیبه کریتر با ابعاد 5/20 در 2/70 متر، پرستشگاه (آبکده) آناهیتا (الهه آب)، آتشکده‌های متعدد، جاده شاهی از جمله آثار به جای مانده از دوره ساسانی در این دیار است.

بیشاپور 2 کیلومتر مربع وسعت دارد و جزو نخستین شهرهای باستانی است که دارای تاریخ مکتوب شهرسازی است. این تاریخ سنگ نبشته‌ای است که با دو خط اشکانی و ساسانی روی ستون بنای یادبود بیشاپور حک شده است.

تاکنون بخش بسیار محدود و کوچکی از بیشاپور کاوش شده است، اما آثار یافت شده نشان می‌دهد که بیش‌تر آثار دوره ساسانی در بخش شمالی شهر ایجاد شده و این شهر در دوره اسلامی به سمت جنوب گسترش یافته است.

به‌عنوان مثال در بخش شمالی شهر، پرستشگاه زیبای آناهیتا (آبکده)، تالار تشریفات و بقایای برج و بارو یافت شده و در بخش جنوبی آن بقایای مسجد حکایت از اسلامی بودن است.

ادامه مطلب...

شهر بیشابور با روش مهندسی یونانیان که توسط هیپوداموس ابداع شده بود در زمینی مستطیل به گونه‌ای طراحی شد که 4 دروازه و 2 خیابان آن، یکدیگر را قطع می‌کردند. یکی از خیابان‌ها در جهت شمال به جنوب و دیگری شرق به غرب است و هر کدام در انتها به یکی از دروازه‌های شهر منتهی می‌شده‌اند. دروازه غربی، ورودی اصلی شهر بوده است.

شهر بیشاپور از دو بخش اصلی تشکیل شده است:
• ارگ سلطنتی شامل آثار شاخصی مانند: معبد آناهیتا، تالار شاپور، ایوان موزائیک، کاخ والرین.
•منطقه عامه نشین شامل: خانه های مسکونی، گرمابه، کاروانسرا و بازار.

منطقه باستانی بیشاپور مشتمل بر سه بخش اصلی است:
•شهر بیشابور
• قلعه (دختر) با نقش برجسته‌های ساسانی
•دره رودخانه بیشاپور

در این ناحیه آثار دیگری مانند قلعه دختر، قلعه پسر و نقش‌های تنگ چوگان قابل اشاره هستند.

ادامه مطلب...

برخی تک آثار به جای مانده از شهر باستانی بیشاپور:
• معبد آناهیتا
•کاخ والرین
•ایوان موزائیک
•ستون های سنگ یادبود بیشاپور

ادامه مطلب...


علاوه بر شهر بیشاپور ، آثار « قلعه دختر» و « قلعه پسر» و نقوش « تنگ چوگان » و « غار شاهپور » نیز از دیگر ویژگی های آثار دوره ساسانی این محدوده می باشند. شهر بیشاپور در بخش شرقی و جنوبی توسط خندق و در شمال توسط کوهستان و قلعه و در غرب توسط رودخانه شاهپور محصور و محافظت می شده است. وجود روخانه پر آب شاهپور و چشمه ساسان از اهمیت ویژه این منابع آبی در روند شکل گیری شهر تاریخی بیشاپور حکایت دارند. هر چند تاکنون بخش بسیار محدودی از آثار تاریخی شهر بیشاپور کاوش شده است و نمی توان نظر قطعی در خصوص چگونگی پراکندگی آن ارایه داد. اما با نگاهی اجمالی می توان دریافت که بیشتر آثار دوره ساسانی در بخش شمالی شهر ایجاد شده و این شهر در دوره اسلامی به سمت جنوب گسترش یافته است . به طوری که آثار شناخته شده تاکنون در بخش شمالی شهر مانند معبد « آناهیتا» و تالار تشریفات و بقایای برج و بارو تعلق آن را به دوره ساسانی آشکار می سازد و آثار بخش جنوبی شهر همانند بقایای مسجد جامع نیز حکایت از اسلامی بودن این آثار دارند.



تاریخچه مختصر مطالعات و پژوهش های انجام یافته در مجموعه بیشاپور

از آنجایی که درگذشته بیشتر موسسات علمی و پژوهشی و یا گروه هایی به نمایندگی از موزه های معتبر خارجی ماموریت می یافتند در آثار مهم ایران به کاوش و مطالعه بپردازند، بیشاپور نیز به دلیل اهمیت خاص خود مورد توجه گروه های خارجی قرار گرفت. خصوصاً این که این شهر به دلایل تاریخی و همچنین ویژگی های طبیعی منطقه از میان دیگر کوره های دوره ساسانی (استخر ، شهر گور، دارابگرد ، ارجان ) برتری خاصی داشت و همچنین از نظر شهرسازی و معماری نیز حایز اهمیت فوق العاده ای می باشد. بنابراین در فاصله زمانی سال های ۱۳۱۹ ـ ۱۳۱۴ هجری شمسی « ژرژسال » و « گیرشمن » به نمایندگی از طرف موزه لوور پاریس اقدام به حفاری و کاوش در این شهر نمودند و در این کاوش ها بخشی از آثار دوره ساسانی شهر در جبهه شمالی آن آشکار گشت . این کاوش ها ادامه پیدا نکرد و به مدت ۳۰ سال وقفه در آن صورت پذیرفت، تا این که سرانجام اداره کل باستان شناسی و فرهنگ عامه گروهی را به سرپرستی دکتر علی اکبر سرفراز باستان شناس ایرانی مأمور ادامه حفاری و بازسازی این شهر نمود که این عملیات نیز از سال ۱۳۴۷ لغایت ۱۳۵۷ تداوم داشت.



بعد از انقلاب اسلامی برای سال های متمادی به جز فعالیت هایی در خصوص نگهداری و نگهبانی از مجموعه اقدام خاصی صورت نگرفت تا این که مجدداً از چند سال گذشته کاوش های باستان شناسی و مرمت آثار مجموعه از سر گرفته شده که می توان به کاوش های دکتر علی اکبر سرفراز در اطراف معبد آناهیتا و حفاری اندکی که در کاخ « والرین » صورت گرفت اشاره نمود که البته این کاوش ها به دلیل نبود فرصت کافی و اعتبار لازم ناتمام مانده است. مهندس مهریار نیز به اتفاق باستان شناسان عضو گروه مرکز شهر یعنی اطراف بنای یادبود و بقایای مسجد جامع را مورد کاوش قرار داده اند. هر چند این اقدامات می توانست آغازی بر فعالیت های گسترده باستان شناسی ، مرمت ، سامان دهی و معرفی مجموعه باشد لیکن از دو سال گذشه با رکود و توقف مواجه گشت.



بررسی ساختار طبیعی و چگونگی شکل گیری مجموعه بیشاپور

عمده ترین دلیلی که بر روند شکل گیری مجموعه بیشاپور در این منطقه می توان اشاره نمود طبعا ساختار طبیعی و شرایط زیست محیطی مناسب آن می باشد که شهر بیشاپور را از دیگر شهرهای ساسانی (استخر ، شهر گور، دارابگرد ، ارجان) متمایز می سازد . طبیعت زیبای منطقه که ترکیبی است از کوه های مرتفع ، تنگ چوگان ، رودخانه پر آب شاهپور ، وجود داشت حاصلخیز و سرسبز و باغ های مرکبات و چشمه ساسان ، شهر تاریخی بیشاپور را به محیط پیرامون خود مرتبط ساخته است. از سوی دیگر آثار تنگ چوگان شامل نقوش برجسته و غار شاهپور و قلعه دختر و قلعه پسر بر فراز کوه مشرف به شهر و پل ساسانی رودخانه شاهپور و خندق پیرامون شهر از عناصر تاریخی و معماری هستند که هویت خاصی به مجموعه بیشاپور می بخشند. وجود شبکه معابر و گذرگاه های درون شهر خصوصا در محور شمالی ـ جنوبی و تلاقی آن با محور شرقی ـ غربی در محدوده مرکزی شهر یعنی جایی که بنای ستون یادبود قرار داد و در امتداد پل دوره ساسانی واقع شده است . و توجه به بناهای تشریفاتی ـ مذهبی شهر که در بخش شمالی قرار گرفته و از نظر حفاظتی و امنیتی با وجود برج و باروی کنار آن و قلعه دختر که نقش مهمی در تأمین امنیت آنه ایفا می نموده است، از نظر معماری و شهرسازی جالب توجه است خصوصا آن که هماهنگی و نظم در ساختار طبیعی مجموعه و روند شکل گیری شهر و آثار آن به خوبی هویدا می باشد و به عبارتی می توان گفت ساسانیان شهری را بنا کردند که با طبیعت منطقه عجین شده است و ساختار طبیعی و تاریخی، امنیتی، اقتصادی ، سیاسی و نظامی منطقه را شکل دیگری بخشیده اند . از آن رو که این شهر بر سر راه شاهی قرار گرفته و از نظر سیاسی و نظامی حایز اهمیت می باشد. شرایط زیست محیطی مناسب منطقه نیز نقش مهمی در تأمین معیشت و اقتصاد جامعه ایفا می نماید. وجود مراتع طبیعی چون کوه و رودخانه و ایجاد خندق و دژ امنیت شهر و شهروندان را تأمین می نماید و قرار گرفتن شهر در سطحی بالاتر از دشت شهر را از چشم انداز زیبایی برخوردار و از خطرات مختلف از جمله سیل نیز محافظت می نموده است . به هر حال تمامی این شرایط اقتصادی ـ اجتماعی ـ زیست محیطی و غیره در شکل گیری و تکامل شهر بیشاپور نقش مهمی ایفا نموده اند.

 شهر تاریخی بیشاپور , بیشاپور , شهر بیشاپور کازرون , رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , سفر , بلیت , ایرانگردی , گردشگری

 

 

 

 

ادامه مطلب...

آرامگاه شیخ ابوالحسن خرقانی، در روستای قلعه‌نو خرقان در ۲۴ کیلومتری شمال شاهرود در بخش بسطام قرار دارد. آرامگاه این صوفی نامدار، در میان باغی زیبا و چشم‌نواز قرار دارد.

شیخ ابوالحسن خرقانی از آن دسته از عارفانی است که نقش مهمی در پاسداشت فرهنگ ایرانی داشته است ولی شاید افراد معدودی با زندگی و اشعار این عارف بزرگ آشنایی داشته باشند. بدون شک شیخ یکی از تأثیرگذارترین افراد در زنده نگه‌داشتن فرهنگ ایرانی بوده است، او از انگشت‌شمار پیرانی است که پیرو حکمت خسروانی بوده است.

ابوالحسن علی بن جعفر بن سلمان بن احمد خرقانی یا شیخ ابوالحسن خرقانی، در سال ۳۵۲ قمری در روستای قلعه‌نو از توابع کوهستان بسطام به دنیا آمد. او بایزید بسطامی را مقتدای خود دانسته و مانند ابوسعید ابوالخیر از احمد بن عبدالکریم قصاب آملی خرقه گرفته. گفته‌شده که سلطان محمود غزنوی به دیدار او رفته و از او پند خواسته است. در گفته‌ها و داستان‌ها به‌جای مانده که ابوسعید ابوالخیر و پور سینا به خرقان رفته و با او گفتگو داشته و مقام معنوی او را ستوده‌اند. از مریدان و شاگردان نامدار او خواجه عبدالله انصاری بوده است. مرگ شیخ حسن در روز شنبه دهم محرم (عاشورا) سال ۴۲۵ ق و در سن ۷۳ سالگی در روستای خرقان بوده است.

ادامه مطلب...

شیخ بزرگانی نظیر خواجه عبدالله انصاری را ترتیب کرده است، عارفان زیادی از شیخ ابوالحسن خرقانی به نیکی یادکرده‌اند که ازجمله آن‌ها می‌توانیم به ابوالقاسم قشیری، ابوالعباس قصاب آملی و جواد نوربخش اشاره‌کنیم.

 خواجه عبدالله انصاری در مناجات و مقالات خود درباره درک فیض از مکتب شیخ بزرگ خرقان چنین آورده است:

عبدالله مردی بود بیابانی، می‌رفت بطلب آب زندگانی، ناگاه رسید به شیخ ابوالحسن خرقانی، دید چشمۀ آب زندگانی، چندان خورد که از خود گشت فانی که نه عبدالله ماند و نه شیخ ابوالحسن خرقانی، اگر چیزی میدانی من گنجی بودم نهانی، کلید او شیخ ابوالحسن خرقانی.

گفته می‌شود شیخ ابوالحسن بر سردر خانقاه خود چنین نوشته بود:

هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آن‌کس که به درگاه باری‌تعالی به جان ارزد البته برخوان بوالحسن به نان ارزد.

امروزه این گفتار بشردوستانه، شعار ملی گردشگری کشورمان است.

ادامه مطلب...

با بررسی خلاصه‌ای از سرگذشت این عارف بزرگ، به سراغ آرامگاه او می‌رویم، خوشبختانه آرامگاه این پیر حکمت خسروانی در خاک ایران، در شهرستان شاهرود قرار دارد.

حاجی‌ زین‌العابدین شیروانی در کتاب ریاض السیاحه نوشته است:

تپه مذکور مرکز آبادی خرقان بوده ولی در حال حاضر ساختمان‌های جدید روستا در جنوب آن تپه بنا گردیده و قبر شیخ ابوالحسن در سمت شمال روستا قرارگرفته است.


ساختمان قبلی آرامگاه شیخ ابوالحسن خرقانی چندان امتیازی نداشت و بنای آن از آجر و به‌صورت خیلی معمولی بود ولی اداره کل باستان‌شناسی برای ایجاد ساختمان فعلی اقدام مجدانه‌ای به عمل آورد و در سال ۱۳۵۲ خورشیدی ساخت آن را به پایان رسانید. در حال حاضر به همت سازمان میراث فرهنگی استان سمنان و هیئت‌امنای آرامگاه، این ساختمان که دارای فضای پارک گونه‌ای است با ایجاد کتابخانه (مرکز کتاب‌های مرجع عرفانی) و اتاق‌های زائرین دارای حال و هوای عارفانه ویژه‌ای است که هر بیننده‌ای را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بر روی قبر شیخ ابوالحسن قطعه‌سنگ مرمری قرار دارد و اشعاری بر روی آن حک‌شده است که از مطالب شعر معلوم می‌شود که آرامگاه قبلی شیخ ابوالحسن در سال ۱۳۴۸ هجری قمری به‌وسیله معتمدالملک به‌صورت کلی تعمیر شده است.

ادامه مطلب...
متصل به مقبره شیخ ابوالحسن، مسجدی بوده که مطابق نوشته برخی از مؤلفین دارای گنبدی مخروطی شکل و مزین به کاشی‌های زیبا بوده است. در حال حاضر از مسجد و گنبد مذکور فقط محراب آن باقی‌مانده که برخلاف مساجد دیگر این نواحی رو به مغرب است. محراب مذکور دارای گچ‌بری‌های زیبا و استادانه‌ای است. در حاشیه محراب عبارت زیر با خط بسیار زیبا گچ‌بری شده است.

قبل از انقلاب اسلامی ایران، از طرف اداره کل باستان‌شناسی در اطراف محراب مذکور و بر اصول آن مسجدی بنا گردید که در حال حاضر نیایشگاه زائرین شیخ ابوالحسن خرقانی و مورداستفاده آنان در موقع توقف در آن محل هست.

آرامگاه ابوالحسن خرقانی , بسطام , دیدنی بسطام , شیخ ابوالحسن خرقانی , بلیت , رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی

 

 

 

 

 

 

ادامه مطلب...

هرگاه نام شهر بادگیرها را می‌شنویم، بی‌درنگ تصویر اولین شهر خشت خام جهان؛ یزد در ذهن‌مان تداعی می‌شود. در طول تاریخ گذشته این شهر، زندگی در یزد، شهری کویری با تابستان‌های طاقت‌فرسا را بادگیرهای بیشمار آن میسر کرده است. بادگیرهایی که به بلندای آسمان قدبرافراشته‌اند و خنکای اندک بادهای وزیده در آسمان این شهر را به کام صاحبان خانه خود می‌نشانند.


یزد با وسعت ۲۳۹۷ کیلومترمربع اولین شهر خشت خام و دومین شهر تاریخی جهان بعد از ونیز است. شهر یزد، مرکز استانی به همین نام در فاصله ۶۷۷ کیلومتری تهران قرار دارد.  یزد در دره‌ای وسیع و خشك و محصور بین رشته‌کوه‌های شیركوه و خرانق قرارگرفته اسـت. ایـن شهـر از شمال به شهرستان اردكان و از شرق به شهرستان بافق و از جنوب به شهرستان تفت و از غرب به استان اصفهان محدود می‌شود.
آب‌وهوای یزد به علت قرار گرفتن روی کمربند خشک جهانی، دارای زمستان‌های سرد و نسبتاً مرطوب و تابستان‌های گرم و طولانی و خشک است.

 یزد به شهر بادگیرها معروف است. «شهر دوچرخه‌ها» و «شهر شیرینی» از دیگر عناوینی است که شنیدن آن‌ها نام یزد را در ذهن تداعی می‌کند. در این شهر همه‌چیز حکایت از حرکت و زنده‌بودن محیط اجتماعی دارد. نام یزد معمولاً یادآور آثار هنری و اصیل است. تولیدات صنایع‌دستی یزد تا قبل از دوره ماشینی‌شدن صنایع، به دلیل کیفیت و برخورداری از اصالت هنری دارای شهرت جهانی بوده و هنوز هم به‌ طور نسبی از کیفیت خوبی برخوردار است. ظرافت‌های به‌کاررفته در ساخت آثار هنری و معماری این منطقه در نوع خود بی‌نظیر بوده و از همین رو دارای ارزش هنری فراوانی است.


در اصل این مجموعه در خیابان شهید رجایی قرارگرفته است و در خیابان دیگری که در بلوار دولت‌آباد قرار دارد ورودی نداشته و در دست مرمت و بازسازی است. به همین علت، تردد از در اصلی انجام می‌گیرد. این باغ در دوران قاجاریه متصل به دروازه"چهار منار" بود اما همچنان خارج شهر قرار می‌گرفت. اما با گذشت زمان، بافت شهری اطراف آن را پر کرد ، بطوریکه در دوران پهلوی ساخت‌وساز حومه شهری پیرامون آن را فراگرفت و به‌تدریج باغ در مرکز شهر یزد واقع شد. هنگام ورود از یک هشتی نسبتاً بزرگ عبور می‌کنیم که محل ارائه و فروش صنایع‌دستی از قبیل سفال است. فضای داخلی باغ تا حدودی سبز است و به فضای باغ فین کاشان بی‌شباهت نیست.

ادامه مطلب...

درکتاب  یادگارهای یزد، نوشته ایرج افشار آمده است: مطالعه تاریخ‌ قدیم یزد نشان می‌دهد که باغ‌های مهم و بزرگ و زیبا از قدیم‌ترین ایام در آنجا ساخته می‌شده و ذکر بسیاری از آن‌ها در آن کتب موجود است. ازجمله در تاریخ جدید یزد از سی باغ نام‌ برده شده است. ولی افسوس که اثری از هیچ‌کدام از آن‌ها اکنون بر جای نیست. باغ دولت‌آباد یزد از نمونه باغ‌های بزرگ ایران است که در سال ۱۱۶۰ هجری قمری « دوره زندیه» بناشده است. بادگیر مرتفع و زیبای آن با ارتفاع ۳۳ متر از سطح زمین بلندترین بادگیری است که تاکنون شناسایی‌شده است. این باغ بزرگ یکی از بنیادها و آبادانی‌های محمدتقی خان مشهور به خان بزرگ، سرسلسله خاندان خوانین یزد و مرد مقتدر آن عهد است. او ابتدا قناتی با نام دولت‌آباد ایجاد کرد و سپس از آب آن قنات، باغ دولت‌آباد را به وجود آورد. قنات تاریخی عظیم و مهم دولت‌آباد دارای قدمتی بیش از دویست سال است که از احداث پنج رشته قنات تشکیل‌شده است.


بنای این مجموعه به سال ۱۱۶۰ ساخته‌شده و در حدود ۲۶۰ سال قدمت داشته و محل اقامت حاکم وقت و معاصر با شاهرخ میرزا و کریم‌خان زند بوده است. این بنا که می‌بایست در اختیار نوادگان محمدتقی خان (بزرگ خاندان رحیمی)باشد، اکنون توسط میراث فرهنگی اداره می‌شود .(شجره‌نامه در کتاب جامع جعفری به چاپ رسیده است).
این مجموعه یادگاری است از دوره‌های افشاریه و زندیه که شامل عمارت سردر، ساختمان هشتی و بادگیر، عمارت بهشت‌آئین و تالار آینه، عمارت تهرانی، آب‌انبار دو دهانه و باغ ناصر است. فضای سبز باغ، درختان میوه مانند انگور و سرو و کاج داشته و همچنین گل‌های محمدی و سرخ نیز در باغ دیده می‌شوند.



قنات دولت‌آباد که نقشی اساسی در موجودیت‌بخشی به باغ دولت‌آباد دارد، به طول تقریبی ۶۰ کیلومتر یکی از مهم‌ترین و طولانی‌ترین قنات‌های شهر یزد است. قنات از ارتفاعات مهریز سرچشمه می‌گرفت و پس از مشروب کردن بخشی از اراضی مهریز و به کار انداختن چند آسیاب آبی به یزد می‌رسید و همه باغ دولت‌آباد را سیراب می‌کرد و پس‌ از آن به‌ طرف اراضی اطراف باغ جاری می‌شد و زمین‌های کشاورزی را سیراب می‌کرد.



باغ دولت‌آباد یکی از زیباترین باغ‌های ایران به شمار می‌رود که در وسعتی در حدود ۶٫۴ هکتار احداث‌شده است. در زمان محمدتقی‌خان، باغ از سمت شمال به خیابانی می‌رسید که درختان بسیاری داشت؛ بطوریکه این درختان ،مانع دید از خارج به داخل باغ می‌شدند.
به این سبب این خیابان را "هزار درخت" نیز می‌گفتند که عرض ۴ تا ۵ متر و طولی بیش از ۲۰ کیلومتر داشت و به سمت رحیم‌آباد می‌رفت. در سمت شرق باغ نیز خیابانی به طول ۸ کیلومتر قرار داشت و از سمت غرب باغ به مسیل رودخانه‌ی خشک محدود می‌شد. در این زمان باغ خارج از حصار شهر یزد قرار داشت.

ادامه مطلب...

 آنچه اين باغ را در ميان باغ‌های ايراني شاخص نشان مي‌دهد، بادگير مرتفع آن است که با ۳۳٫۸ متر بلندترين بادگير جهان شناخته‌ شده‌است. از ديگر خصوصيات اين بادگير، هشت‌ضلعی بودن آن‌ است که باعث می‌شود باد در هر جهت بوزد و به‌راحتی و به‌سرعت به قسمت زيرين هدايت شود. از سوي ديگر در زير اين بادگير حوضی قرار دارد به‌طوری‌که با وزيدن باد به سطح آب حوض، هوای خنکی را  داخل بنا ايجاد می‌کند. دراین ساختمان با تلفیق باد و آب که درحوض‌های داخل ساختمان درجریان است، هوای خنک از زیر بادگیر به قسمت شاه‌نشین و تالارها انتقال پیدا می‌کند. به همین دلیل به این بنا، ساختمان تابستانه نیز گفته می‌شود.


هندسه باغ بسیار دقیق بوده و سطح باغ را به دو بخش مستطیلی شکل عمود بر هم (باغ بیرونی و باغ اندرونی) تفکیک کرده است. محور تقارن مستطیل بزرگ‌تر ، محور اصلی باغ اندرونی است که آب‌نمای بزرگ باغ به ابعاد ۱۹۴ در ۱۲ متر بر این محور منطبق است. درواقع این محور، همان محوری است که عمارت سردر را به عمارت هشتی متصل می‌کند. معمار باغ با کاشت درخت در دو جانب محور اصلی ، علاوه بر این‌که سبب تمرکز دید به‌ سوی عمارت‌های اصلی باغ می‌شود، موجب عدم محدودیت دید از سوی هر یک از عمارات به سمت منظره باغ نیز هست و بر اتصال بصری بین دو عمارت تأکید می‌کند. وجود چشم‌انداز اصلی به شکل مستقیم و کشیده در محور طولی باغ روبروی کوشک و کاشتن درختان بلند در دو طرف آن نقشی اساسی در ایجاد پرسپکتیوی دارد که باغ را طولانی‌تر نشان می‌دهد. آب‌نما که دقیقاً بر محور تقارن باغ اندرونی منطبق است، سطح باغ را به دو کرت مستطیلی متقارن تقسیم می‌کند. در باغ اندرونی قسمت عمده باغ کرت‌بندی شده است. تناسبات کرت‌بندی‌ها از تناسبات دو باغ مستطیل شکل تبعیت می‌کنند.


محور تقارن مستطیل کوچک‌تر که همان باغ بهشت‌آیین است بر محور اصلی باغ عمود است. مستطیل باغ بهشت‌آیین توسط یک حوض مستطیلی بزرگ که عمود بر محور تقارن مستطیل است به دو قسمت مربع شکل تقسیم می‌شود که در واقع کرت‌های اصلی باغ بهشت‌آیین همین مربع‌ها هستند.


تقارن یکی از اصول معماری ایرانی بشمار می‌رود بطوریکه در معماری سنتی ایران در تمامی بناها به اشکال مختلف از آن استفاده‌شده است. در باغ ایرانی نیز از این اصل بسیار استفاده‌شده است. کوشک به‌عنوان اصلی‌ترین بنای باغ ایرانی روی محور تقارن باغ قرار می‌گیرد. اوج این تقارن را می‌توان در محور اصلی باغ دید یعنی جایی که حتی گل‌ها و درختان نیز قرینه کاشته می‌شوند.نکته قابل‌ تأمل در هندسه باغ دولت‌آباد، عدم تطابق محور باغ اندرونی بر محور باغ بیرونی است بطوریکه امتداد محور طولی باغ اندرونی، نسبت به مرکز تقارن باغ بیرونی انحراف دارد.در بررسی علت این مسئله به نظر می‌رسد که با توجه به زمان شکل‌گیری دو باغ که بنا بر منابع تاریخی موجود، هر دو باغ در یک‌زمان یا بافاصله زمانی اندک از یکدیگر ساخته‌شده‌اند، این عدم تطابق می‌تواند زمینه‌ای برای گام‌های بعدی تحقیق درزمینهٔ هندسه باغ دولت‌آباد باشد که مستلزم تحقیقات میدانی و جستجو در منابع تاریخی مرتبط است.(البته فرض مطرح‌شده با در نظر گرفتن پلان‌های قدیمی‌تر باغ مطرح می‌شود زیرا در دهه ۱۳۷۰ ه.ش با ساخت خیابان بزرگی در شمال باغ، قسمت اعظمی از باغ بهشت‌آیین تخریب گردیده و از زمین آن برای ساخت بلوار استفاده شد).


طرح باغ دولت‌آباد یکی از اصیل‌ترین و بدیع‌ترین طرح‌های باغ رسمی ایرانی است. سطح باغ به دو بخش با محیط مستطیلی با ابعاد ۱۱۶ در ۲۷۴ متر و ۱۰۴ در ۲۷۸ متر تقسیم می‌شود که به‌ صورت عمودبرهم قرارگرفته‌اند. محور تقارن مستطیل بزرگ‌تر -محور اصلی باغ- در راستای شمال غربی-جنوب غربی با زاویه ۳۰ درجه نسبت به محور غربی-شرقی قرار می‌گیرد. محیط مستطیل بزرگ‌تر (آنچه اکنون عموم به‌عنوان باغ دولت‌آباد می‌شناسند) باغ "اندرونی" را شکل می‌داد که درواقع باغ خصوصی و اقامتگاه خانواده بوده است. محیط مستطیل کوچک‌تر که در سمت شمال قرار دارد، محدوده‌ی باغ بیرونی را مشخص می‌کند. این باغ که باغ "بهشت‌آیین" نامیده می‌شود، محل برگزاری تشریفات حکومتی و مراسم ورزشی بوده است.

 ادامه مطلب...

عناصر و  اجزای باغ:
همان‌طور که اشاره شد، پیدایش مجموعه عمارات باغ دولت‌آباد پس از احداث و احیای رشته‌های قناتی است که با همین نام شکل‌گرفته و پس از رونق باغ‌های پیرامون، در آن چند عمارت شامل عمارت سردر، عمارت بهشت‌آیین، تالار آیینه، عمارت تهرانی، عمارت هشتی (عمارت بادگیر)، عمارت سردر شمالی (مربوط به باغ بهشت‌آیین) و تالار طنبی احداث شده است. همچنین اسطبلی بزرگ با شترخانه و غلام خانه در غرب باغ و در کنار رودخانه خشک قرار دارد.

۱. عمارت سردر (بهشت‌آیین)

۲. عمارت هشتی (عمارت بادگیر)

۳. تالار طنبی

۴. عمارت طهرانی

۵. تالار آیینه

۶. عمارت سر در شمالی

۷. اسطبل بزرگ

۸. ابنیه فرعی و خدماتی

۹. آب‌انبار

در واقع باغ دارای چهار بنای اصلی بوده که سه دستگاه آن به نام هشتی، تالار طنبی و سردر هنوز بر پای است و قسمتی از اتاق‌های زمستانی هم وجود دارد ولی بقیه ساختمان‌ها و حتی عرصه‌ی آن از بین رفته است.


علاوه بر این بناهای اصلی، ابنیه فرعی و خدماتی در ضلع شرقی باغ شامل آبدارخانه، شربت خانه،آشپزخانه و تأسیسات چاه و منبع آب با گاورو وجود دارد که در مواقع کم‌آبی برای پرکردن حوض‌های متعدد باغ از آن استفاده می‌شده است.

مجموعه ساختمان‌های دولت‌آباد هر یک دارای مشخصات معماری و جلوه‌های اصیلی از کاربرد فضاهای موردنیاز در آن زمان است. « "عمارت هشتی" که در انتهای محور اصلی باغ و متصل به دیوار جنوبی است، در واقع کوشک اصلی باغ محسوب می‌شود و به سبب وجود بادگیر مرتفع آن شهرت خاصی دارد. این بادگیر با ۳۳متر و ۸۰ سانتی‌متر ارتفاع، بلندترین بادگیر موجود در ایران است. عمارت هشتی دارای سه اتاق بزرگ و حوض‌خانه‌ای (با حوض یکپارچه مرمرین) در وسط است. طرح آن شبیه سایر کوشک‌های ایرانی است و طبقه فوقانی یک تالار و صفه و منظر دارد».



در سمت غرب عمارت هشتی، "عمارت طَنَبی" بزرگ و مجللی قرار دارد که دارای بادگیری مربع شکل و رو به باغ است. در دو طرف تالار طنبی، تالارها، صفه‌ها و شبستان‌هایی در یک طبقه جای دارند که در و روزن‌های آن‌ها به طنبی باز می‌شود. در زیر طنبی، زیرزمینی ژرف کنده‌اند که با دو پله راست به باغ می‌پیوندد و از طرف جنوب با راهرویی به محوطه زیر بادگیر ارتباط دارد.

"عمارت سردر" (در مرز مشترک دو باغ اندرونی و بیرونی) اصلی‌ترین عمارت باغ بهشت‌آیین بشمار می‌آید که دوطبقه است و زیر خان آن از یک سردر، هشتی و یک اتاق بزرگ (رو به شرق) و چند اتاق کوچک (رو به شمال و جنوب) و چند راهرو تشکیل‌شده است.


دولت‌آباد ازنقطه‌نظر گونه‌شناسی عملکردی ، باغ"سکونتگاهی- حکومتی" است. به‌نحوی‌که باغ بیرونی محل انجام تشریفات حکومتی ، مراسم ورزشی و اداره امور شهر بوده است و باغ اندرونی،بخش خصوصی و اقامتگاهی مجموعه به شمار می‌رفته است. در باغ‌های سکونتگاهی- حکومتی، عرصه اندرونی را از سایر عرصه‌ها کاملاً متمایز می‌کردند و حتی دربان یا حاجبی را برای نظارت بر آن تعیین می‌کردند.

ادامه مطلب...

از دیدگاه گونه‌شناسی کالبدی، دولت‌آباد از نوع "باغ-حیاط" به شمار می‌رود زیرا ساختمان‌ها و عمارات آن در اطراف باغ قرار می‌گیرند. (مانند نارنجستان قوام و باغ هفت‌تنان در شیراز)


منبع اصلی تأمین آب باغ، قنات دولت‌آباد است. در وقف‌نامه مفصل قنات دولت‌آباد نوشته‌شده است : « بر هیچ احدی مباح و روا نیست که پیش از گذشتن آب از باغ مذکور در آن تصرف نماید، اگرچه فی‌المثل ، همه آب دادن یک وجب زمین باشد. مگر درصورتی‌که به جهت آفات سماوی، کمی آب به‌ جایی برسد که گذشتن آب از باغ ممکن نباشد که در این صورت متولی را جایز است که در هر موضع که صلاح باشد، آب را به مصرف برساند». علاوه بر قنات، برای مواقع خشک‌سالی و برای سیراب‌کردن باغ و پرکردن حوض‌های متعدد آن، یک چاه و منبع آب با گورو (آنچه امروز گاورو نامیده می‌شود) در ضلع شرقی باغ و در کنار ابنیه خدماتی احداث‌شده بود. همچنین در مواقع اضطراری از آب ذخیره‌شده در آب‌انبار باغ نیز استفاده می‌کردند.



در باغ دولت‌آباد، آب به‌ تمامی به نمایش گذاشته می‌شود. معمار با بازی وصف‌ناپذیری، بارها آب را به درون زمین برده و بیرون آورده است، بطوریکه آب در تمام سطح باغ حضور دارد. آب ابتدا در زیر بادگیر عمارت هشتی و در یک حوض یکپارچه مرمرین دیده می‌شود که در آن می‌جوشد و بالا می‌آید. سپس به حوضی در وسط این عمارت وارد می‌شود و از آن به سه حوض کشیده مستطیل شکل در سه شاه‌نشین سرازیر می‌شود. در مقابل ارسی اتاق‌ها، سه سینه کبکی وجود دارد که از سنگ مرمر است و آن را به شکلی تراشیده‌اند تا موج ایجاد کند و حجم آب را بیشتر از واقعیت نشان دهد.

آب از هر سینه کبکی، وارد یک حوض کوچک می‌شود که حوض کلگی نام دارد و ازآنجا در آب‌نمای بزرگ باغ جاری می‌شود. این آب‌نما دقیقاً بر محور اصلی باغ قرار گرفته و ابعاد آن متناسب با ارتفاع بادگیر عمارت هشتی است بطوریکه تصویر این عمارت را به‌گونه‌ای کامل در آب منعکس می‌کند. (آب درون آب‌نما در این مرحله وارد آبگردانی بسیار زیبا می‌شد که اکنون از بین رفته است). بعدازآن آب از زیر عمارت سردر، وارد باغ بهشت‌آیین می‌شود و به یک استخر ۱۲ ضلعی بزرگ که در شمال عمارت قرار دارد، می‌ریزد و ازآنجا به سمت سه استخر مستطیل شکل در سه جانب دیگر سرازیر می‌شود. سپس آب از این استخرها به‌سوی خیابان‌ها و آبادی‌ها جاری شده و به مصرف کشت و زرع می‌رسد. درواقع معمار تنها به عبور آب از لایه‌های زیرین زمین و سیراب کردن درختان قناعت نمی‌کرد، بلکه آب گوارا را به روی زمین می‌آورد و به نمایش می‌گذاشت تا روح ساکنان کویر را نیز سیراب کند.


باغ دولت‌آباد پس از محمدتقی خان رو به ویرانی رفت و اگرچه دوباره مورد مرمت قرار گرفت  ولی هیچ‌گاه به روزگاران آبادانی و دلگشایی عهد خان بزرگ نرسید. با این‌ حال این باغ هنوز همچون نگین سبزی در دل کویر می‌درخشد.

ادامه مطلب...

باغ دولت آباد یزد , باغ دولت آباد , دولت آباد یزد , یزد , ایرانگردی , گردشگری , سفر , بلیت , رضا نورمحمدی , عطیه مومنی

 

 

 

 

 

ادامه مطلب...

«تیس جنوب» روستای باستانی و زیبایی است که  درجنوب شرقی استان سیستان و بلوچستان روستای قرار دارد. این روستا با قدمتی 2500 ساله در منطقه‌ای کوهپایه‌‌ای و در پنج کیلومتری شمال غربی چابهار واقع شده و پیشینه‌ی باستانی آن به دوران هخامنشیان بازمی‌گردد به طوری که آثار تاریخی بسیاری در این روستا وجود دارد. جالب تر از همه اینکه در این روستای مکانی است که به آن گورستان جنیان گفته می‌شود. این گورستان از نظر بومیان آن منطقه، مکانی عجیب و سحرآمیز است که مردم از نزدیک شدن به آن خصوصا هنگام شب دوری کرده و از عواقب این کار می‌ترسند. اما واقعا این باور مردم بلوچ چقدر به حقیقت نزدیک است و گورستان جنیان چه جور مکانی است؟ گزارش این دو صفحه را بخوانید تا پاسخ برخی از سوالاتتان را پیدا کنید.

گورستانی با سنگ قبرهای عظیم و عجیب

بلوچ‌ها به قبرستان خاموش و مرموزی که در این روستای 2500 ساله قرار دارد، «جن سنط» یا گورستان جن می‌گویند چراکه سنگ قبرهای بزرگ و عجیب در این گورستان، محلی‌ها را به این باور رسانده که این گورها نمی‌توانند محل دفن آدمیزاد باشند. تمام قبرها در دامنه کوه و در دل سنگ‌‌ها و در اندازه‌های بزرگ و کوچک کنده شده‌‌اند و به رغم گذشت زمان و تخریب قبور بر اثر فرسایش، هنوز هم قبرهای زیادی در این مکان باقی ‌مانده‌اند. در میان این قبرستان یک قبر کاملا سالم و قدیمی نیز دیده می‌شود که 225 سانتی‌متر طول و 110 سانتی‌‌متر عرض دارد. درواقع این شیوه‌ی حفاری پرسش‌های زیادی را به وجود آورده. پرسش‌هایی از قبیل این‌که چه کسانی این گورهای سخت و سنگی را حفر کرده‌اند، چرا سطح سنگی را برای حفر انتخاب کرده‌اند و اصلا اینکه این قبرها با چه وسیله‌ای حفر شده‌اند، سوالاتی است که مردم پاسخی برای آن پیدا نکرده‌اند و در نهایت آن را به جن‌ها نسبت داده‌اند. زیرا جن‌ها به علت غلبه‌ای که بر قدرت جاذبه دارند، از قدرت فیزیکی بسیار بالایی برخوردارند و می‌توانند اجسامی بیش از 500 تن را نیز جابه‌جا کنند؛ کاری که از توانایی هر انسانی خارج است. البته جالب است بدانید که باور مردم تیس به حضور جنیان در ساخت گورستان عجیب این روستا در حالی مطرح می‌شود که این باور خیلی هم دور از ذهن نیست. زیرا حتی یکی از فرضیات در ساخت بناهای کهن مثل اهرام ثلاثه نیز به جن‌ها نسبت داده شده! بنابراین کنکاش در باور مردمی بلوچ و توجه بیشتر به حضور جن‌ها در این مکان خالی از لطف نخواهد بود.

مرثیه‌سرایی در شب‌های قبرستان

مردم محلی تیس بر این باورند که جن‌ها مردگان خود را در حصار این سنگ‌ها دفن کرد‌اند. شب که می‌‌رسد، جن‌ها بر سر گور از دست‌رفتگان خود حاضر می‌شوند و به مرثیه‌‌سرایی برای آن‌ها می‌پردازند. هر کس که هنگام شب گذرش به این گورستان بیفتد، مورد نفرین جن‌ها قرار می‌گیرد و بعد از چند روز با عذابی سخت می‌میرد! حتی برخی نیز پا را فراتر از یک باور عامی گذاشته و ادعا می‌کنند که در هنگام غروب، صدای گریه‌‌ها و مویه‌‌هایی از این گورستان به گوش می‌رسد. اگرچه بومیان این روستا از عواقب رفتن به این گورستان که بر تپه‌ای کم ارتفاع مشرف بر روستای تیس و در پای کوه پیل‌ بند قرار گرفته واهمه دارند اما با این حال در کنار این گورستان، قبرستان امروزی مردم روستا که به قبرستان شماره یک تیس شهرت دارد واقع شده و مردم روستا درگذشتگان خود را در این گورستان به خاک می‌سپارند و همواره مراقبند که گذرشان هنگام شب به گورستان جن‌ها نیفتد. لازم به توضیح است که قبرستان شماره‌ی 1 تیس مربوط به سده‌ی چهارم هجری تا دوره‌ی صفوی است که به‌ عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده اما تاریخ ساخت گورستان جنینان به درستی مشخص نیست و ظاهر قبور نشان می‌‌دهد که این آثار مربوط به زمان‌های بسیار دور است.

ادامه مطلب...

ماهیت خلقت و مرگ جن‌ها

در راستای بررسی باورهای مردم تیس و احتمالات موجود در خصوص سنگ‌‌های موجود در گورستان جنینان بد نیست توضیح مختصری داشته باشیم در خصوص وجود و ماهیت اجنه در دنیای مادی ما انسان‌ها. درواقع این شناخت بیشتر می‌تواند ما را به پاسخ‌ها و صحت و سقم باورهای اهالی تیس نزدیک کند. همان‌طور که می‌دانید وجود جن در متون اسلامی و آیات و روایات به وضوح بیان شده و اگرچه اغلب مردم کاری با این موجودات ندارند و آن‌ها را به طور کلی از فکر و ذهن خود پاک کرده‌اند اما برخی از مردم خصوصا در روستاهای دورافتاده، نقش این موجودات در زندگی خود را بسیار زیاد دانسته و داستان‌های زیادی را در مورد آن‌ها بیان می‌کنند که تعدادی از مردم بلوچ نیز از جمله‌ی این افراد به شمار می‌روند. درواقع جن در لغت به معنای مستور و پوشیده است و قرآن کریم خلقت جن را چنین بیان کرده: «و جان (پدر جن) را پیشتر از آتش زهرآگین آفریدیم». (آیه‌ی 27 سوره‌ی حجر) از این آیه و آیات مشابه آن درمی‌یابیم که جن از آتش و انسان از خاک است و البته این‌که جنیان قبل از انسان خلق شده‌اند. بنابراین با توجه به تفاوت نوع خلقت اجنه با انسان‌ها و حیوانات واضح است که مکان زندگی، نوع زندگی و البته مرگ آن‌ها نیز متفاوت از انسان‌ها و متناسب با نوع خلقت آن‌ها بوده و دفن آن‌ها در گورستان‌های سنگی و خاکی کاملا بی‌اساس است. زیرا اجنه از آتش آفریده شده‌اند و جسدی ندارند که بخواهند آن را دفن کنند. البته در بین عوام شایع است که زیرزمین‌ها، جاهای تاریک و مرطوب مانند حمام‌ها، چاه‌ها و عمق جنگل‌ها جایگاه اجنه است اما بررسی‌ها نشان می‌دهند که قطعا آن‌ها در جایی زندگی می‌‌کنند که از انسان‌ها به دور باشند. در روایتی از امام صادق‌(ع) نقل شده: «در وادی شقره (بیابانی که رنگ خاکش سرخ مایل به زرد است) نماز نخوان. زیرا آن‌جا منازل جن است».



حجت‌الاسلام محمد کدخدارستم: برای اجنه قبر معنایی ندارد

حجت‌الاسلام محمد کدخدارستم کارشناس مسائل دینی و مذهبی در همین راستا مباحثی را مطرح کرد و به توضیحاتی در خصوص اجنه و باورهای مردم تیس ‌‌پرداخت؛ توضیحاتی که بخشی از باورهای مردم تیس را تایید و بخشی از آن را رد می‌کند. او می‌گوید: «اجنه گورستان ندارند. زیرا مجرد بوده و دارای طول و عرض جغرافیایی نیستند که بتوان آن‌ها را در قالب زمین و مکان جا داد. درواقع نابودی آن‌ها مثل جسم انسان نیست که نیاز به گورستان داشته باشند. البته اطلاعات دقیقی در مورد چگونگی مرگ آن‌ها در دست نداریم اما باید بپذیریم که اجنه نیز بعد از مرگشان مثل هر ماده‌ی دیگری در دنیا از چیزی به چیز دیگر تغییر می‌کنند و بعد از مرگ، قدرت عمل خود را از دست می‌دهند؛ درست مثل انسان‌ها که بعد از مرگ فقط روحشان باقی می‌ماند و قدرت عملی در دنیا ندارند. عده‌ای معتقدند احتمالا برزخ اجنه بعد از مرگشان بین زمین تا آسمان چهارم است و شرایط مختص به خود را دارند».

این کارشناس دینی در خصوص باورهای مردم تیس نیز می‌گوید: «مردم تیس از چیزهای غیرطبیعی در گورستان می‌گویند که این موضوع غیرممکن نیست. زیرا احتمال دارد آن گورستان، نه محل دفن اموات اجنه بلکه محل تجمع اجنه باشد. درواقع اجنه سیر حرکتی نامحسوسی دارند و بنابر دلایلی در یک جای خاص تمرکز پیدا می‌کنند که ما انسان‌ها می‌توانیم تمرکز آن‌ها را به هم زده و آن‌ها را به جای دیگری هدایت کنیم». او ادامه می‌دهد: «مثلا در قدیم می‌گفتند جن‌ها در محله‌ی دروازه دولاب تهران هستند ولی بعدها در اثر کثرت رفت و آمد از آن‌جا رفته‌اند تا در جای متروک دیگری تمرکز داشته باشند. بنابراین بعید نیست که گورستان جنینان تیس نیز محل تجمع اجنه بوده و باشد».

کدخدارستم در مورد سنگ‌های عظیم این گورستان نیز می‌گوید: «این‌که شاید آن‌جا به دست اجنه کنده شده باشد می‌تواند صحت داشته باشد. زیرا آن‌ها قادر به انجام کارهایی سخت و سنگین هستند که از توانایی انسان‌ها خارج است. مثلا نزدیکی ابیانه یک منبر چوبی چند تنی دزدیده شد و بعد از مدتی به جای خود بازگشت؛ کاری که از انسان برنمی‌آید. البته مصداق قرآنی مثل حضرت سلیمان(ع) نیز در این زمینه وجود دارد اما به طور کلی این موضوع که جن‌ها برای دفن اموات خود، سنگ‌های گورستان جنینان را جابه‌جا کرده باشند اصلا قابل قبول نیست».

ادامه مطلب...

  احتمالات دیگر در مورد گورستان جنیان

در مورد گورستان جنینان احتمالاتی هم وجود دارد؛ احتمالاتی که هیچ قطعیتی در آن نیست و صرفا کارشناسان تاریخ، جغرافیا و زمین‌شناسی می‌توانند با بررسی‌هایی اساسی، پاسخ دقیقی به سوالات موجود بدهند. در این‌جا احتمالات موجود را می‌خوانید.

1. عده‌ای معتقدند خاکسپاری در ایران باستان به این شکل بوده. زیرا سنگ‌های گورستان جنینان تیس بی‌شباهت به گور‌دخمه‌هایی که در دوران گذشته رواج داشته‌اند نیست؛ گور‌دخمه‌هایی قدیمی که شاید امروزه با فرسایش مواجه شده و به این شکل درآمده‌اند. به عنوان مثال در بندر باستانی سیراف واقع در کرانه‌های خلیج فارس، دره‌ای به نام «لیل» وجود دارد که روی بدنه‌ی آن دخمه‌هایی در دل کوه کنده شده و به دلیل پیدا شدن استخوان‌هایی در آن‌ها می‌توان گور بودن این دخمه را تایید کرد. همچنین در کنار آن‌ها و روی کوه حفره‌های مستطیل‌شکل متعددی دیده می‌شود که تداعی‌کننده‌ی گورستان است. البته در این حفره‌های نیز استخوان‌هایی پیدا شده. به طور کلی گور‌دخمه‌ها به دوران ماد و هخامنشیان تعلق دارند که با این تفاسیر، احتمال این‌که گورستان جنینان تیس نمونه‌ای از همان گورستان‌های دوران قدیم باشد بسیار زیاد است.

‌2. به اعتقاد برخی از مردم تیس، این احتمال وجود دارد که شاید حفرکنندگان این گورستان به دلیل حفظ مردگان و درگذشتگان خود از گزند جانوران و خورندگان زیرزمینی، رنج کندن سنگ را بر خود هموار می‌کردند تا با ساخت این نوع گورها، به مردگانشان احترام بیشتری بگذارند.

3. عده‌ای نیز معتقدند این سنگ‌ها و سطوح موجود در گورستان جنیان، محل جمع‌آوری آب در دوران باستان بوده‌اند. مثلا در همان دره‌ی لیل و در لابه‌لای گورهای سنگی که از آن صحبت شد، چاه‌های آب متعددی به عمق 100 متر حفر شده که وجود آن‌ها پرسش‌برانگیز است. بنا‌بر گزارش کارشناسان سازمان میراث فرهنگی آنچه امروزه در ارتفاعات مشرف بر دامنه‌ی کوه‌های شمالی سیراف می‌بینیم و اندیشمندان و محققین از آن به عنوان قبور سنگی یاد می‌کنند، در ابتدا به منظور ایجاد قبر و مدفن مردگان خلق نشده‌اند بلکه حوضچه‌های جمع‌آوری آب باران بوده‌اند. چه بسا که این احتمال می‌تواند در مورد سطوح سنگی گورستان جنینان نیز قابل توجیه باشد.

گورستان جن چابهار , قبر جن چابهار , گورستان چابهار , ایرانگردی , بلیت , سفر , عطیه مومنی , رضا نورمحمدی , چابهار

 

 

 

 

ادامه مطلب...

عمارت و باغ اکبریه، یکی از بناهای تاریخی شهر بیرجند است.باغ اکبریه در دوره قاجاریه و توسط شوکت الملک در دو طبقه ساخته شده‌است. این باغ در انتهای خیابان معلم در روستای اکبریه که از توابع استان خراسان جنوبی می باشد، واقع شده است. باغ اکبریه با گسترش شهری بیرجند اکنون در داخل شهر قرار گرفته است این باغ در نشست سی و پنجم یونسکو در سال ۲۰۱۱ میلادی به عنوان میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.  باغ اکبریه در ۲۰ خردادماه سال ۱۳۷۸ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

ادامه مطلب...
 
 باغ اکبریه شامل چند قسمت است که قدیمی‎ترین آن عمارت دو طبقه ی حشمت الملک در منتهی الیه شرقی این باغ می باشد. دو بخش دیگر عبارتند از طبقه همکف که دارای دو دالان و راهرو نسبتا طویل است و ارتباط میان سه بخش مهم مجموعه، یعنی باغ اصلی، باغ جنوبی و اصطبل را برقرار می‎کند و عمارت مرکزی با عملکرد تشریفات و پذیرایی از مهمانان که تقریبا به عنوان هستهٔ مرکزی باغ به حساب می‎ آید و از تزیینات و چشم‎انداز بسیار عالی برخوردار است.

ادامه مطلب...

این کوشک در دو طبقه ساخته شده است و دارای تزیینات منبت، مشبک و نیز ارسی با شیشه‎های رنگی، تزیینات گچی با طرحهای اسلیمی و هندسی می‎باشد. وجود درختان بلند قامت کاج در دو طرف خیابان و نیز خیابان های منتهی به خیابان اصلی عمارت مرکزی بر زیبایی و طراوات باغ و نمای آن افزوده است. باغ جنوبی واقع در جبهه جنوبی و کوچکتر از باغ شمالی است. این باغ بوسیله فضاهایی چون فضاهای خدماتی، عمارت مرکزی و دیواره غربی اصطبل احاطه شده است. یکی از عناصر مهم، استخر نسبتا بزرگ با طرح مربع است که بخش عمده فضای باغ را به خود اختصاص داده است. استخر در وسط دارای سکویی مربع شکل است. باغ اکبریه که در خیابان معلم بیرجند واقع شده است، هم اکنون در اختیار سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است.باغ اکبریه در سال ۲۰۱۱ میلادی به عنوان میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.

ادامه مطلب...

کاربری کنونی عمارت و باغ اکبریه

هم اکنون بخش‌های مختلف باغ و عمارت اکبریه مورد استفادة ادارة کل میراث فرهنگی و گردشگری خراسان جنوبی است. بخش احداث شده در اوایل دوره قاجار، به عنوان کتابخانه فعال است. از بخش مرکزی که در دوره قاجار احداث شده به عنوان موزة باستان‌شناسی و مردم‌شناسی استفاده می‌شود. بخش ساخته شده در دوره پهلوی کاربری اداری دارد و بالاخره دیگر بخش‌ها به سفره‌خانه و چایخانه سنتی اختصاص یافته‌است.  در موزه حیات وحش این مجموعه، نمونه‌های شاخص، کمیاب و نادری از پوشش جانوری منطقه جنوب خراسان به ویژه شهرستان بیرجند به معرض نمایش گذاشته شده است و کمیاب ترین گونه‌های پرندگان جنوب خراسان در این مجموعه قرار گرفته اند همچنین در موزه باستان‌شناسی و مردم شناسی باغ اکبریه که در طبقه همکف واقع شده است، بخشی از معیشت، آداب و رسوم، مشاغل و حرفه منطقه جنوب خراسانبه نمایش گذاشته شده است.  

ادامه مطلب...

باغ و عمارت اکبریه , اکبریه بیرجند , عمارت اکبریه بیرجند , باغ اکبریه بیرجند , رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , بلیت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه مطلب...

خانه انیس الدوله عمارتی که کمتر رهگذری از تاریخچه آن چیزی می داند، ساختمانی است پشت ایستگاه اتوبوس که رنگ سفید بر آن پاشیده اند و خبری از شکوه خانه های قجری در بیرون آن نیست. آنچه در این بنا بیش از هر چیز چشم ها را به سمت خود جلب می کند، تابلوی عریض و طویل «اتحادیه تهیه و توزیع گوشت گوسفندی تهران» است.

این عمارت تاریخی با 140 سال قدمت، متعلق به فاطمه سلطان خانم انیس‌الدوله، سومین همسر عقدی ناصرالدین شاه قاجار و ملقب به ملكه ایران بوده است.انیس الدوله همسر سرشناس و با نفوذ ناصرالدین شاه (1258-1314) بود و این خانه، که به نام وی شهرت دارد، گویا پس از ترور ناصرالدین شاه محل زندگی وی در آخرین ماه های حیاتش بوده است.

ادامه مطلب...

انیس الدوله کیست؟
انیس الدوله محبوب ترین و با نفوذترین چهره دربار ناصرالدین شاه بود. مقام او بر سایر همسران شاه برتری داشت و عملا می توان او را ملکه سلطنتی ایران دانست که نشان حمایل آفتاب و تمثال همایونی را از او دریافت کرده بود.

انیس الدوله، با اسم اصلی فاطمه، دختر یتیمی بود که توانست تا مرحله سوگلی بودن اندرونی پرجمعیت شاه قاجار برسد. او اهل روستای امامه لواسان بود و در جریان یکی از شکارهای ناصرالدین شاه، شاه او را که چوپانی گله عمویش را می کرد دید و کمی با او گپ زد. فاطمه نوجوان در همان چند لحظه دل شاه را برد، طوری که او بلافاصله بعد از برگشت از شکارگاه، این دختر را به قصر آورد و به دست جیران یکی از زنان محبوب خود سپرد تا آداب و رفتار زندگی درباری را به او یاد بدهد.

 ادامه مطلب...
بعد از مرگ جیران، شاه با انیس الدوله ازدواج کرد. او بعد از ازدواجش مدام در دربار ترقی کرد و به نوعی ملکه غیررسمی ایران بود. به رغم اینکه انیس الدوله با معیارهای زیبایی شناسانه امروز فاصله زیادی داشت، اما شاه آنقدر به او علاقه داشت که انیس الدوله می توانست هر مقامی را عزل یا نصب کند.

در بین این 84 زن حرمسرای ناصرالدین شاه، فقط یک نفر بود که واقعا عاشق شاه قاجار بود و داستان مرگش را اینطور نوشته اند که وقتی بعد از ترور ناصرالدین شاه، مقرری ماهانه اش را  پیش او بردند، او با دیدن عکس ناصرالدین شاه بر روی اسکناس آنقدر گریه کرد تا حالش بد شد و از همین بیماری درگذشت.

موقوفات این زن مقتدر قجری نیز قابل توجه است و شامل وقف «جیقه الماس» به حرم امیر المومنین(ع)، «پرده مروارید» به آستان اباعبدالله (ع)، ضریح نقره برای شهدا کربلا، «نیم تاج الماس» به آستان مقدس امام رضا(ع)، تعمیر درنقره طلاکوب مسجد گوهر شاد، وقف روستای کاشانک، بنای پلی در ناصر آباد از توابع لواسان و... است.

ادامه مطلب...

عمارت انیس الدوله در جنوب طولانی ترین خیابان پایتخت یعنی خیابان ولی‌عصر(عج) ، بالاتر از چهار راه مولوی ، روبروی مهدیه تهران قرار دارد.


تاریخچه کاربری های خانه تا امروز
مالکان قاجاری، این بنا را در زمان پهلوی اول به آموزش و پرورش می‌فروشند و پس از آن عمارت از صورت مسکونی خارج شده و به شکل مدرسه درمی‌آید که پروفسور محمود حسابی یکی از دانش‌آموختگان همین مدرسه بوده است. در سال 1330 هم این بنا به تملک شخصی به نام نادر اصفهانی درمی‌آید و از دهه 1350 به دلیل نزدیکی این ساختمان به کشتارگاه ، ساختمان تبدیل به اتحادیه گوشت گوسفندی تهران شده و تا همین الآن هم تنها کاربری‌اش همین است. 

ادامه مطلب...
 
ویژگی های ظاهری خانه
این عمارت دو طبقه  721 متر مربع مساحت دارد و دو در ورودی از سمت خیابان دارد که یکی به ساختمان و دیگری به حیاط خانه راه دارد.حیاطی که یک حوض بزرگ با تنه درختان کهن در وسط آن به چشم می خورد. تزئیناتی با سرستون‌هایی به سبک یونانی و ستون‌های حجاری شده با پایه های گچ‌بری شده و نقاشی شده و شومینه‌های قدیمی از جمله زیبایی های این خانه است.


طبقه همكف با اختلاف یك پله از كف حیاط پایین‌تر است و شامل یك ایوان رو به جنوب ، دو اتاق اصلی در شمال ایوان و یك انبار در منتهی‌الیه غربی و آشپزخانه و حمام و رختكن و توالت در بخش شرقی مجموعه است. طبقه اول نیز شامل یک ایوان رو به جنوب است كه در شمال این ایوان 2 سالن بزرگ، یك فضای پشتیبانی (آبدارخانه) و یك پیش‌فضا در ضلع شرقی سالن‌ها قرار دارد. در انتهای ضلع غربی نیز یك راه‌پله ارتباطی با طبقه پایین احداث شده است.  

ادامه مطلب...

خانه انیس الدوله , انیس الدوله , ناصرالدین شاه , سوگلی ناصرالدین شاه , رضا نورمحمدی , عطیه مومنی

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه مطلب...


محوطه تاریخی بیستون در شهرستان هرسین استان کرمانشاه واقع است و از اعتباری مضاعف در تاریخ ایران باستان برخوردار است. محوطه تاریخی بیستون در مکانی استراتژیک و مسلط بر سر راه مهم اتصال دهنده ی فلات ایران به بین النهرین قرار گرفته و از دوران باستان مورد استفاده بوده است. محوطه تاریخی بیستون آثاری از پیش از تاریخ تا حکومت های اسلامی در خود جای داده . آثاری همچون : غار شکاچیان - مر خریل - مر تاریک - مر آفتاب - مر دودر - تپه نادری - سراب بیستون - جاده حاشیه سراب - بقایای گورستان قدیمی - دژ تاریخی مدفون - نیایشگاه شاهنشاهان ماد - نقش برجسته داریوش بزرگ - مجسمه هرکول - نقش برجسته میتریدات دوم شاهنشاه اشکانی - نقش برجسته گودرز - سنگ بلاش - پرستشگاه شاهنشاهان پارتی - بقایای شهر باستانی هخامنشیان و پارتیان - بقایای بناهای ساسانی - کتیبه فرهاد کوه کن - بقایای پل ساسانی - بقایای سد ساسانی – سنگ های تراشیده ساسانیان - کاروانسرای ایلخانی – بنا های ایلخانی – کاروانسرا های صفوی - وقف نامه شیخ علیخان زنگنه - پل بیستون و آثار پراکنده دیگری در بیستون قرار دارد .


دلیل آن که همه این آثار در یک جای قرار داشته این بوده است که این محل بدون تردید از مکان های مقدس ایرانی شناخته می شده زیرا آب مظهر پاکی و روشنانی فراوان از دل کوه بیستون به بیرون روان است و داریوش بزرگ هم به دلیل اهمیت موقعیت کرمانشاه و کوه های صخره ای آن و آثار بزرگ نیاکان آریایی اش این مکان را برای کتیبه ارزشمند بیستون انتخاب نموده است .

وجه تسمیه
این محل در گذشته بغستون نام داشته به معنی جایگاه بغ، و آن به سبب اعتقاد روحانیون زرتشتی به این قسمت بوده که آن را نماد بغ(خدا) می دانسته اند، بعدها در اثر کثرت استعمال و مرور ایام به بیستون تغییر لفظ داده است.

ادامه مطلب...

کتیبه بیستون
کتیبه بیستون ( کتیبه داریوش ) بزرگترین کتیبه جهان، نخستین متن شناخته شده ایرانی و از آثار هخامنشیان واقع در شهرستان هرسین در سی کیلومتری شهر کرمانشاه بر دامنه کوه بیستون است. سنگ نبشته بیستون یکی از مهمترین و مشهورترین سندهای تاریخ جهان و مهم ترین متن تاریخی در زمان هخامنشیان است که شرح پیروزی داریوش بزرگ را بر گوماته مغ و به بند کشیدن یاغیان را در سه زبان پارسی باستان ، عیلامی و بابلی نشان می دهد. متن پارسی باستان در 414 سطر و پنج ستون است .

نقش برجسته و کتیبه داریوش کبیر مدرکی کلیدی برای رمزگشایی خط میخی بود. در واقع به واسطه ی کتیبه بیستون بود که سر هنری راولینسون کار طولانی و پرزحمت خود را که منتهی به خواندن خط میخی فارسی باستان در سال 1847میلادی شد را آغاز کرد. کتیبه بیستون را ملکه کتیبه های شرق باستان و لوح روزتای آسیا لقب داده اند. این اثر در تاریخ 15/10/1310 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

سنگ نبشته بیستون در ارتفاع چند ده متری از سطح زمین و بر دامنه رو به جنوبی کوه پراو ساخته شده است و از آثار به جای مانده از پلکانی در قسمت بالایی کوه بیستون احتمال می رود که سنگ تراشان از این راه برای رسیدن به محل استفاده می کرده اند و پس از پایان کار پکان را به منظور غیرقابل دسترس کردن اثر تراش داده اند. سنگ نبشته بیستون بر سنگ هایی از جنس آهک ایجاد شده که از آثار رنگ لعاب قهوه ای مانندی که پس از همراه شدن با ذرات اکسیده شده آهک و همچنین بقایای سربی که در چند سطر نخست اثر دیده شده است به نظر می آید در پایان کار برای افزایش طول عمر اثر تمام نمای آن را با اندودی ناشناخته پوشانده اند.

ادامه مطلب...

مجسمه هرکول
مجسمه هرکول که به نظر می آید تندیسی از تجاوز اسکندر گجستک و حکومت سلوکیان به ایران باشد در بیستون در سال 1327 هجری هنگام احداث جاده آسفالته همدان به کرمانشاه در دامنه کوه کشف شد . پیکره هرکول شخص نیرومندی را نشان می دهد که به پهلوی چپ به روی نقش شیری در سایه درختی لمیده است و در دست چپ پیاله ای از شراب در دست دارد و دست چپش را بروی پای راستش قرار داده است . سر مجسمه هرکول در سال 1380 کنده و دزدیده شده بود که پس از چند سال کشف و دوباره به جایگاه اصلی خودش برگشت . درازای این تندیس 147 سانتی متر است . پشت تندیس هرکول کتیبه ای از زمان سلوکیان وجود دارد که مفهوم آن به این شرح است : " به سال 164 ماه پانه موی هرکول فاتح درخشان هیاکینتوس پسر پانیاغوس به سبب نجات کل امن - فرمانده کل - این مراسم بر پا شد . " که خوشبختانه این سلسه توسط مهرداد و تیرداد پارتی در هم کوبیده شد و سلسله شاهنشاهی ایرانی اشکانیان جایگزین آن شد و دوباره ایران رو به فرهنگ کهن خود رفت و دست متجاوزان را کوتاه نمود .

بیستون کرمانشاه , بیستون , تاریخی بیستون , رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , ایرانگردی , گردشگری , بلیت , سفر , گردش , تور

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه مطلب...

محوطه تاريخي طاق بستان در دامنه كوهي به همين نام و در كنار چشمه اي در شمال شرقي حاشيه كنوني شهر كرمانشاه واقع شده است دراين محوطه ، آثاري از دوره ساساني وجود دارد كه شامل سنگ نگاره اردشير دوم و دو ايوان سنگي بنام هاي ايوان كوچك و بزرگ است . ايوان كوچك د رسمت چپ سنگ نگاره ادشير دوم و ايوان بزرگ در سمت راست ايوان كوچك قرار دارد .ياحان ، مورخين و جغرافي نويسان دوره اسلامي ضمن توصيف سنگ نگاره هاي طاق بستان ، از اين محوطه با نام هاي متفاوتي ياد كرده اند ، بطوريكه ابن فقيه و ابن رسته اين مكان را « شبديز » و ياقوت آن را « قصرشيرين » ناميده است ، همچنين حمدالله مستوفي آنجا را « طاق وسطام » عده اي ديگر آن را « طاق بهستون » ، « طاق بيستون » و « تخت بستان » ناميده اند . اهالي محل نيز محوطه را با نام « طاق وسان » و « طاق بسان » مي شناسند زيرا « سان » در لفظ محلي به معني سنگ است و به اين ترتيب « طاق وسان » يعني طاقي كه در سنگ كنده شده است . امروزه نيز در اكثر محافل ايران شناسي از اين مكان با نام « طاق بستان » ياد مي شود .

ادامه مطلب...

سنگ نگاره اردشير دوم :

در سمت راست ايوان كوچك ، سنگ نگاره اي وجود دارد كه صحنه تاج ستاني اردشير دوم ( 383 – 379 م ) نهمين شاه ساساني را نشان مي دهد . در اين صحنه ، شاه ساساني به حالت ايستاده با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ در مركز صحنه نقش شده كه دست چپ را بر روي قبضه شمشير گذاشته و با دست راست حلقه روبان داري را از اهورا مزدا مي گيرد . شاه ساساني چشماني درشت و ابرواني برجسته دارد . ريش او مجعد و موهاي سرش به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته شده است . وي گوشواره‌‌اي بر گوش و گردنبندي در گردن و دستبندي در مچ دارد . گوشواره او به شكل حلقه مدوري است كه گوي كوچكي به آن آويزان است . گردنبند او نيز شامل يك رديف مهره هاي مرواريدي درشت است .

شاه تاجي برسر دارد كه در قسمت پائين آن به صورت نوار ساده اي است و قسمت بالاي تاج به شكل كوريمبوسي است كه بخشي از موهاي سر به صورت انبوه در آن قرار گرفته و به وسيله دو رشته روبان بسته شده است ، همچنين به تاج شاه در قسمت پشت ، روباني آويخته شده است .

لباس او شامل پيراهن چين داري است كه تا روي زانو ادامه داشته و قسمت پائين آن مدور مي باشد . شلوار نيز بلند و چين دار است كه به وسيله نوار روبان داري به كف پا بسته شده است . كمربند او باريك و به وسيله رديفي از مهره هاي مرواريدي تزئين شده است ، همچنين در قسمت جلو پاپيوني به كمربند آويخته شده است . در قسمت پائين كمربند ، حمايلي جواهر نشان بسته كه شمشيري به آن آويخته است .

در سمت راست شاه ، پيكره اهورا مزدا به حالت ايستاده با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ نقش شده كه دست چپ را به كمر زده و با دست راست حلقه روبان داري را به شاه اهداء مي كند . او داراي صورتي كشيده و ريش بلندي است ، موهاي سرش مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته شده است . او نيز گوشواره اي بر گوش و گردنبندي در گردن دارد . تاج اهورا مزدا از نوع تاج هاي كنگره دار است ، به طوريكه پايه تاج به وسيله رديفي از مهره هاي مرواريد تزئين شده و در بالاي تاج نيز بخشي از موهاي سر به صورت انبوه و بدون پوشش رها شده است .

لباس او شامل پيراهن چين داري است كه تا روي زانو ادامه داشته و شلوارش چين دار و شبيه به شلوار شاه مي باشد ، همچنين كمربند او شبيه به كمربند اردشير دوم است .

در سمت چپ اردشير دوم پيكر ايزد مهر با صورت و بدني سه ربعي نقش شده كه بر روي گل نيلوفر بزرگي ايستاده است . متأسفانه جزئيات صورت او آسيب ديده ولي بر اساس آنچه كه باقي مانده ، ريش او كوتاه و مجعد است ، همچنين جزئيات تاج او از بين رفته و تنها روبان هاي آويخته شده در پشت تاج ديده مي شود . بر دو سر اين ايزد هاله اي از نور ديده مي شود ، در دست هاي او دسته اي از شاخ هاي نباتي مخصوص اعمال مذهبي كه برسم ناميده مي شود ، قرار دارد . لباس ايزد مهر شبيه لباس اهورا مزدا است . در زير پاي اهورامزدا و اردشير دوم ، پيكره دشمن شكست خورده اي نقش شده كه متأسفانه بخش زيادي از آن از بين رفته است . جزئيات صورت او آسيب ديده ولي با توجه به آنچه كه باقي مانده ريش او ساده و با خطوط مواج عمودي نشان داده شده است ، همچنين موهاي سر او ساده است . تاج او به شكل سربندي است كه به وسيله سه رديف مهره هاي مرواريدي و پلاك مدوري در مركز تزئين شده است .اين شخص گردن بندي بر گردن دارد كه شامل يك رديف مهره هاي مدور است ، لباس او شامل پيراهن بلندي است كه تا قوزك پا ادامه دارد . اين شخص چكمه هاي ساقه كوتاهي پوشيده و شمشيري بر كمرش بسته است.

درباره هويت واقعي اين شخصيت ، اختلاف نظرهايي وجود دارد برخي از محققين اين پيكره را متعلق به يكي از شاهان شكست خورده كوشان مي دانند ولي امروزه بسياري از محققين آن را به جوليانوس امپراطور روم نسبت مي دهند كه در سال 362 م به دست اردشير دوم كشته شده است . اين تفسير تازه به سرعت راه خويش را در محافل ايران شناسي باز كرده است .

ادامه مطلب...

ايوان كوچك :

اين ايوان به صورت فضاي مستطيل شكلي به عرض 96/5 متر ، عمق 80/3 متر و ارتفاع 30/5 متر است . در دوطرف ورودي اين ايوان ، دو جرز چهار گوش به پهناي 9 سانتي متر و بلندي 37/2 متر وجود دارد . بر بالاي اين جرزها اتاقي با قوس نيم دايره اي قرار گرفته كه 10 سانتي متر از سطح داخلي جرزها عقبتر رفته است . ديوار انتهاي اين ايوان به دو بخش تقسيم شده است . در بخش فوقاني ، طاقچه اي به عمق 30 سانتي متر و بلندي 93 /2 متر ايجاد شده است . در داخل اين طاقچه ، پيكره هاي شاهپور سوم و پدرش شاهپور دوم و همراه با كتيبه هايي به خط پهلوي و به زبان فارسي ميانه حجاري كرده اند .

در اين صحنه هر دو شخصيت به حالت ايستاده با صورتي نيم رخ و بدني تمام رخ نقش شده اند . هر دو ،‌دست راست را بر قبضه شمشير و دست چپ را بر قسمت فوقاني غلاف قرار داده اند .

پيكره شاپور دوم ، داراي چشماني درشت ، ابرواني كماني و ريش بلندي است كه انتهاي آن  در حلقه اي فرو رفته است . موهاي سر او مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته شده است . تاج او از نوع تاج هاي كنگره دار است كه پايه آن به وسيله مهره هاي مرواريدي تزئين شده و در بالاي تاج نيز گوي بزرگي قرار گرفته است . به پشت تاج نيز روبان بلندي آويزان است . شاپور دوم گوشواره اي بر گوش و گردن بندي د رگردن دارد كه شامل يك رديف دانه هاي مرواريد درشت است .

لباس او شامل پيراهن چين داري است كه تا روي زانو ادامه داشته و در قسمت پائين مدور مي‌باشد . به كمر او نيز كمربندي بسته شده كه در قسمت جلو پاپيوني به آن آويخته است ، همچنين شلوار او بلند و چين دار مي باشد .

 پيكره شاپور سوم نيز شبيه پيكره پدرش است تنها تفاوت اين پيكره ها در شكل تاج آن ها مي باشد كه متأسفانه جزئيات تاج شاپور سوم آسيب ديده است .

مطابق با نوشته هاي كنار اين پيكره ها ، مي توان هويت واقعي آنها را شناسايي كرد .

سنگ نوشته مربوط به شاپور دوم شامل 9 سطر است كه ترجمه آن چنين است :

« اين پيكري است از بغ مزدا پرست . خدايگان شاپور ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از يزدان دارد . فرزند بغ مزدا پرست ، خدايگان هرمز ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از ايزدان دارد ، نوه خدايگان نرسه شاه شاهان »

سنگ نوشته مربوط به شاهپور سوم شامل 13 سطر است كه ترجمه آن چنين است :

« اين پيكري است از بغ مزدا پرست ، خدايگان شاپور ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از يزدان دارد ، فرزند بغ مزدا پرست خدايگان شاپور ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از ايزدان دارد ، نوه خدايگان هرمز و شاهنشاه »

ادامه مطلب...

ايوان بزرگ :

مهمترين اثر در طاق بستان ، ايوان بزرگ است كه از نظر معماري اطلاعات بيشتري را در اختيار ما قرار مي دهد . اين ايوان به شكل فضاي مستطيلي به عرض 85 /7 متر و عمق 65/7 متر است كه ارتفاع آن 90/11 متر مي باشد . در دو طرف ورودي اين ايوان دو جرز چهار گوش به ارتفاع 27/4 متر ايجاد شده است . پهناي جرز سمت راست 41/1 متر و جرز سمت چپ 46/1 متر است . بر روي اين جرزها ، طاقي با قوس نعل اسبي قرار دارد كه 24 سانتي متر از سطح داخلي جرزها عقب تر رفته و رفي را ايجاد كرده است . ارتفاع اين طاق از كف ايوان تا لبه قوس در قسمت جلو 80/8 متر و در قسمت عقب ايوان 25/9 متر است . قوس طاق نيز در قسمت جلو ايوان بازتر از قوس انتهاي ايوان است ، به طوريكه در قسمت جلو به شكل نيم دايره اي بوده ولي در قسمت عقب به شكل نيم بيضي است . بر روي لبه بام ايوان ، هفت جان پناه چهار پله اي با زاويه قائم وجود دارد كه ارتفاع هر كدام از آنها 129 سانتي متر است . در انتهاي ايوان ، سكويي به طول 40/7 متر و عرض 80 تا 90 سانتي متر و بلندي 17 سانتي متر وجود دارد . بر روي اين سكو و در دوطرف انتهايي اين ايوان ، دو نيم ستون حجاري شده است . اين نيم ستون ها فاقد پايه ستون بوده و مركب از ساقه ستون و سر ستون مي باشند كه در مجموع ارتفاع هركدام از آنها 4 متر و قطر آنها 32 سانتي متر است . ساقه هركدام از اين نيم ستون ها به شكل استوانه اي بوده و به وسيله شيارهاي قاشقي تزئين شده است . سرستون اين نيم ستون ها به شكل هرم مربع القائده معكوسي است كه تقليدي از سرستون هاي بيزانسي است .

تزئينات :

ديوارهاي داخلي ايوان بزرگ به دو بخش تقسيم و هر بخش به گونه اي استادانه تزيئن شده است كه هنوزتمام تزئينات آن پابرجا مانده است . در زير به توصيف تزيئنات بخش هاي مختلف اين ايوان مي پردازيم :

نما :       

بر روي جرزهاي دو طرف مدخل ورودي ايوان ، درخت تخيلي نقش شده است ؛ همچنين روي قوس اين ايوان به وسيله دو رديف نقوش گياهي تزيئن شده است ؛ رديف پايئن شامل گل هاي سه برگي است كه انتهاي اين گلها به هم وصل شده اند . در مركز قوس ايوان هلالي نقش شده كه به آن دو رشته روبان افراشته شده است . در لچكي هاي ايوان نيز نقش دو الهه بال دار ( نيكه ) ديده مي شود كه هر كدام از اين الهه ها در يك دسته حلقه روبان دار و در دست ديگر ، جامي پر از مرواريد دارند .

انتهاي ايوان :

ديوار انتهاي ايوان به دو بخش تقسيم شده است . بخش بالايي صحنه تاج ستاني شاه ساساني را نشان مي دهد و در بخش پائين نيز سواركاري نقش شده است .

در صحنه تاج ستاني پادشاه ساساني با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ بر روي سكويي ايستاده است . ولي دست چپ را بر روي قبضه شمشير گذاشته و دست راست را به طرف اهورا مزدا دراز كرده است . جزئيات صورت شاه آسيب ديده است ولي با توجه به آنچه كه باقي مانده صورت او فربه ، گونه ها گوشتالو ، چشم ها درشت و ابروها برجسته است . ريش او به وسيله خطوط مواج عمودي نشان داده شده است . موهاي سر او مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته . اين شخص گوشواره اي بر گوش و گردنبندي در گردن دارد ؛ گوشواره او به شكل حلقه مدوري است كه گوي كوچكي به آن آويزان است . گردنبند او شامل دو رديف مهره هاي مرواريدي مي باشد كه به مركز آن سه دانه مرواريد درشت آويخته است .

شاه ،‌ تاج كنگره داري بر سر دارد كه پايه آن به وسيله دو رشته مرواريد و پلاك هاي مربع شكل تزئين شده است ؛ در جلو تاج ، هلالي قرار دارد ، بر فراز تاج ، دو بال عقاب وجود دارد كه نوك آنها به طرف داخل خم شده است . در حدفاصل اين دو بال ، ميله عمودي وجود دارد كه بر روي آن هلالي ديده مي شود ؛ در داخل هلال ، نيز گوي بزرگي قرار دارد .

اين شخص پيراهن مرواريد دوزي شده اي پوشيده است . در قسمت بالاتنه ، بر روي پيراهن ، تسمه هايي بسته شده كه شامل سه رديف مهره هاي مرواريدي و پلاك هاي مستطيلي مي باشد .

كمربند او پهن و با چهار رديف دانه هاي مرواريدي تزئين شده است . در قسمت پائين كمربند ، حمايلي جواهر نشان بسته كه شمشيري در جلو به آن آويخته است .

در سمت راست شاه ، پيكره اهورا مزدا با صورت و بدني تمام رخ نقش شده كه بر روي سكويي ايستاده است . او دست چپ را بر روي سينه گذاشته و با دست راست حلقه روبان داري را به شاه اهداء مي كند . اهورا مزدا داراي صورتي كشيده ، ريشي بلند و مخروطي است . موهاي سر او مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه هايش آويخته است .

اهورا مزدا گوشواره اي بر گوش و گردنبدي بر گردن دارد كه شبيه به گوشواره و گردنبند شاه است .

تاج او كنگره دار است كه پايه آن به وسيله دو رشته مرواريد و پلاك هاي مربع تزئين شده است . موهاي بالاي سر او انبوه و بدون پوشش رها شده است . او نيز پيراهن مرواريد دوزي شده اي بر تن دارد كه به روي آن شنل جلو بازي پوشيده است .

در سمت چپ شاه ، پيكره آناهيتا ، با صورت و بدني تمام رخ نقش شده كه بر روي سكويي ايستاده است . در دست چپ او سبوي آب و در دست راستش حلقه روبان داري ديده مي شود كه به طرف شاه دراز كرده است او داراي صورتي گرد و چانه اي كوتاه است . بخشي از موهاي سر او به صورت گيسوي بافته در دو طرف صورت آويخته است . همچنين بخش ديگري از آن به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته است .

آناهيتا گوشواره اي بر گوش و گردنبندي در گردن دارد . گوشواره او به شكل حلقه مدوري است كه گوي كوچكي به آن آويزان است .

همچنين گردنبند او شامل دو رديف مهره هاي مرواريدي مي باشد . تاج او نيز شامل دو بخش است . اين تاج در قسمت پايه به وسيله دو رشته مهره هاي مرواريدي و پلاك هاي مربع تزئين شده است . در بخش فوقاني تاج نيز به وسيله رديفي از پالمت هاي شش لبه اي رها شده به وسيله يك پاپيون و روباني افراشته بسته شده است . اين شخص پيراهن چين‌دار مرواريد دوزي شده اي بر تن دارد كه بر روي آن شنل جلو باز بلندي پوشيده است . حاشيه اين شنل به وسيله دو رديف مهره هاي مرواريد و قسمت هاي ديگر آن به وسيله گل‌هاي رز تزئين شده است .

ادامه مطلب...

نقش سوار كار :

در بخش پائين ديوار انتهاي ايوان ، نقش مرد سواره اي حجاري شده كه حريفي پيش روي ندارد . اين سوار با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ سوار بر اسب قوي هيكلي است . اين شخص كلاه خودي بر سر دارد كه تمام صورت و گردن او را مي پوشاند ؛ به طوري كه فقط چشمان او مشخص است ؛ همچنين بر روي كلاه خود تاجي قرار دارد . بر روي پايه اين تاج ، نواري وجود دارد كه به وسيله دو رديف مهره هاي مرواريدي تزئين شده است . اين نوار در پشت سر به وسيله پاپيوني بسته شده است . همچنين دو رشته روبان افراشته به آن متصل است . حاشيه فوقاني تاج نيز به وسيله شيارهاي عمودي تزئين شده است . در بالاي تاج موهاي سر او به صورت انبوه و بدون پوشش رها شده كه به وسيله يك پاپيون و دو روبان بسته شده است .

اين شخص پيراهن بلندي بر تن دارد كه به وسيله نقش مرغ و ارغن تزئين شده است . بر روي پيراهن زره اي زنجير باف پوشيده كه تا روي زانو ادامه دارد . به دور كمر او كمر بندي بسته شده كه به وسيله طرح هاي دايره اي تزئين شده است . در قسمت پائين كمربند ، حمايلي بسته كه به وسيله طرح هاي هندسي به شكل لوزي و دايره تزئين شده به اين حمايل تيرداني آويخته است .

اين شخص نيزه بلندي در دست دارد و سپر مدوري براي دفاع در پيش رو گرفته است . صورت و سينه اسب به وسيله زره اي تيغه اي پوشيده شده است . بر روي اين زره نيز منگوله هايي آويخته است . همچنين بر روي كپل اسب منگوله اي آويخته است كه بر روي آن نقش انسان سه سر ديده مي شود .

بسياري از مورخين و جغرافي نويسان دوره اسلامي چون ابن فقيه ، ابن رسته ، ابودلف ، مسعودي و ياقوت حموي نقش اين اسب سوار را خسرو پرويز معرفي كرده اند كه سوار بر اسب معروفش شبديز است .

ديوارهاي جانبي ايوان :

ديوارهاي جانبي ايوان بزرگ به وسيله نقوشي تزئين شده كه صحنه شكار شاهي را نشان مي دهد . به طوريكه در ديوار سمت راست ، صحنه شكار گوزن و در ديوار سمت چپ صحنه شكار گراز نقش شده است .

ادامه مطلب...

صحنه شكار گوزن :

اين صحنه در قابي به طول 80/5 متر و عرض 90/3 متر حجاري شده است . در اين صحنه فيل باناني در سه رديف ، گوزن ها را از طريق دروازه اي كه در سمت راست حصار تعبيه شده به داخل شكارگاه رم مي دهند . اين گوزن ها به دنبال چند گوزن دست آموز كه روباني در گردن دارند ، در حال فرار مي باشند . در درون شكارگاه شاه سوار بر اسب در سه قسمت نمايش داده شده است . در قسمت بالا ، شاه سوار بر اسب ، آماده براي شكار مي باشد . او شمشيري مرصع به كمر آويخته و كماني بر گردن دارد . در پشت سر او زني ديده مي شود كه چتري در بالاي سر شاه گرفته است . در پشت سر شاه ، سه رديف زن نقش شده است دو رديف اول به حالت احترام ايستاده اند و رديف سوم نيز در حال نواختن آلات موسيقي مي باشند . در مقابل شاه عده اي از رامشگران بر روي سكويي

نشسته اند . برخي از اين رامشگران در حال كف زدن و برخي نيز چنگ مي نوازند . در مقابل اين رامشگران چهار نفر به حالت ايستاده در حال نواختن آلات موسيقي مي باشند . صحنه بعدي ، شاه را در حال شكار نشان مي دهد ، در اين صحنه شاه سوار بر اسبي است كه چهار نعل به دنبال گوزن ها مي تازد . در پشت سر شاه نيز شش اسب سوار در حال تاخت مي باشند . در پائين اين صحنه شاه كمان را بر گردن انداخته كه اين نشان مي‌دهد ، شكار پايان يافته است . در سمت چپ حصار ، چند نفر شتر سوار ، گوزن هاي كشته را حمل مي كنند .

ادامه مطلب...

صحنه شكار گراز :

اين صحنه در قابي به طول 70/5 متر و عرض 13/4 متر حجاري شده است . در سمت چپ اين قاب ، 12 فيل در 5 رديف عمودي نقش شده كه بر روي هر كدام از اين فيل‌ها، دو نفر سوار شده است . اين فيل با نان در حال رم دادن گرازها از مخفي گاه باطلاقي خود به درون نيزارها مي باشند . در قسمت بالاي صحنه شكار ، قايق پارويي ديده مي شود كه در داخل آن پنج نفر در حال كف زدن مي باشند ؛ همچنين دو پارو زن در داخل اين قايق وجود دارد . در مركز صحنه ، شاه در داخل قايقي ايستاده كه در اطراف او نوازندگان زن قرار دارند . شاه با تير و كمان در حال تيراندازي به طرف دو گرازي است كه به سوي او جهيده اند . در داخل اين قايق ، چهار نفر قرار دارد . نفر اول و پنجم ، پاروزن هستند و نفر دوم خدمه شاه است كه تيري در دست دارد . نفر چهارم نيز چنگ نوازي است كه در حال نواختن چنگ مي باشد . در اطراف اين قايق ، پرندگان و ماهيان در ميان گياهان آبزي در حركتند . در عقب قايق شاه ، قايق ديگري ديده مي شود كه چهار نوازنده زن ، در حال نواختن چنگ مي باشند . در سمت راست قاب ، صحنه پايان شكار نشان داده شده است ، در اين صحنه شاه در داخل قايقي ايستاده و كماني كه زه آن باز مي‌باشد به نشانه خاتمه شكار در دست چپ گرفته است ، همچنين برخلاف صحنه قبل ،  در كمر شاه شمشيري ديده نمي شود . بر دور سر او نيز هاله اي قرار دارد . در عقب اين قايق ، قايق ديگري وجود دارد كه در داخل آن ، زنان نوازنده در حال نواختن چنگ مي‌باشند . در قسمت پائين صحنه پنج فيل سوار ، در حال جمع آوري گرازهاي شكار شده ، نقش شده است . اين عمل جمع آوري گرازها ، به وسيله خرطوم فيل صورت مي گيرد و خدمه فيل ها با گرزهايي كه در دست دارند ضربه آخر را بر گرازها وارد مي كنند . در داخل قاب ، در قسمت بالا ، گرازهاي شكار شده بر روي فيل ها نشان داده شده و در قسمت پائين ، گرازها از روي فيل ها بر زمين گذاشته شده و خدمه ها در حال قطعه قطعه كردن آنها مي باشند

ادامه مطلب...

تاريخ گذاري :

در مورد زمان ساخت اين ايوان در ميان محققين سه ديدگاه وجود دارد . ديدگاه اول توسط اردمن erdmann ) )مطرح شده است به نظر او ، اين ايوان در زمان پيروز يكم   ( 459 ـ 448 م ) ساخته شده است .

ديدگاه دوم توسط هرتسفلد ( herzfeld ) ارائه شده است ؛ او اظهار مي كند كه اين ايوان در زمان خسرو دوم ( 628 ـ 590 م ) ساخته شده است .

ديدگاه سوم ، توسط فن گال ( von.gall ) مطرح شده ، او معتقد است اين ايوان همراه با نقوش ديوار انتهاي آن ، در زمان پيروز يكم ساخته شده است ولي صحنه هاي شكار شاهي در ديوارهاي جانبي ايوان متعلق به زمان خسرو دوم مي باشد . امروزه در محافل ايران شناسي ديدگاه دوم يعني نظر هرتسفلد طرفداران بيشتري دارد .

ادامه مطلب...

سنگ نگاره دوره قاجار :

در بخش فوقاني ديوار سمت چپ ايوان بزرگ ، سنگ نگاره اي از دوره قاجاريه همراه با كتيبه اي به خط نستعليق حجاري شده است . در اين سنگ نگاره محمد علي ميرزا  دولت شاه بر روي تختي نشسته است . وي صورتي فربه و ريش بلند دارد . سبيل او تاب داده شده و تا آن سوي گونه ها ادامه دارد تاج او از نوع تاج ها كنگره دار و شبيه تاج پدرش فتحعليشاه است . لباس او شامل پيراهن چين دار قرمز رنگي است كه تا قوزك پا ادامه دارد . وي كمربندي به كمر بسته و در قسمت پائين آن حمايلي قرار دارد . به حمايل او شمشير و خنجري آويخته شده است .

در كنار او شعري از بسمل شاعر كرمانشاهي در مدح او نگاشته شده است . مطابق با اين نوشته محمد علي ميرزا كوه طاق بستان را با كوه طور و جمال دولتشاه را با جمال حضرت موسي تشبيه كرده ، وي همچنين خسرو پرويز را دربان خود معرفي كرده است .

درسمت راست او امامقلي ميرزا معروف به عمادالدوله به حالت ايستاده ، با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ نقش شده است . وي داراي ريش كوتاه سياه رنگي است و تاج جواهر نشاني بر سر دارد . لباس او شامل پيراهن گشاد بلندي است كه متأسفانه رنگ آن از بين رفته . وي نيز خنجري در كمر بسته و شمشيري در غلاف به سمت چپ آويخته است .

در سمت چپ محمدعلي ميرزا ، پسر ديگرش محمدحسين ميرزا نقش شده است . متأسفانه جزئيات صورت وي از بين رفته است . تاج او از نوع تاج هاي كنگره دار است ، لباس او شامل پيراهن سبز رنگ بلندي است . وي نيز شمشيري در غلاف به حمايلش بسته است .

در جلو محمدعلي ميرزا ، آقاغني به حالت ايستاده با صورت و بدني تمام رخ نقش شده است تاج او مخروطي است وي لباس بلند قرمز رنگي پوشيده است و به حمايلش خنجري آويزان است .

درسمت چپ سنگ نگاره ، كتيبه اي به خط نستعليق نوشته شده است ، اين كتيبه به صورت وقف نامه اي است كه مضمون آن حاكي از نحوه درآمد سه دانگ از مزارع كبود خاني است كه بايستي جهت عزاداري براي امام حسين (ع) در ماه عاشورا و و ساير عزا هزينه مي‌شد .

طبق كتيبه اين سنگ نگاره در سال 1237 ه.ق به دستور آقاغني خواجه باشي محمدعلي ميرزا و توسط ميرزا جعفر سنگ تراش حجاري شده است.

طاق بستان , تاق بستان , طاق بستان کرمانشاه , رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , ایرانگردی , گردشگری , تور , سفر , بلیت , گردش

 

 

 

 

Google

در اين سایت
در كل اينترنت

 

تماس با ما

 

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

کوتاه کننده لینک

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

عکس پروفایل

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس